تبلیغات
خارج از گود
خارج از گود
**** یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان **** چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید ****

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

هوای تازه

قاصدک !!
کجایی که روزها در انتظار تو نشسته ام ...
کجایی که دلم در انتظار است ...
دلم هوای تازه می خواهد ...
دلم از این همه ریا گرفته است ...
قاصدک از سرزمین انسان ها برایم خبر بیاور ...
بیا و تا دلم نمرده برایم پیامی برسان ...

عبرتی از قطره ای عبرت!!!!!

سلام دوستان خوبم.... پیشاپیش رسیدن ماه مبارک رمضان رو تبریک می گم و امیدوارم که بتوانیم همه از این ماه حداکثر استفاده رو برای خودسازی و شناخت خودمون داشته باشیم... 

دو سه روز پیش خونه یکی از دوستان برای نهار مهمون بودم که به صورت اتفاقی هنگام خوردن نهار (حدود ساعت سه بعد از ظهر) به تماشای سریال قطره ای عبرت نشستیم ... سریالی که از شبکه سه سیما پخش می شود و تا حدودی هم بین مردم طرفدار دارد. بعد از دیدن سریال سوالات و ابهاماتی به ذهنم رسید که قظاوت درست بودن یا نبودن آن را با نوشتن این یادداشت دارم به نقد می ذارم ... اسم این قسمت قطره ای عبرت بود .
ماجرای مردی که زنی بی دست و پا دارد که نمی تواند حتی از حقوق خود دفاع کند و به جرم به دنیا نیاوردن فرزند پسر، از چشم مادر شوهر می افتد. در این بین مرد که زیادی به حرف مادرش گوش می دهد و با توجه به خصومت بین مادر مرد و زن مرد ، نهایتا مرد به پیشنهاد مادر و فشار او زن را طلاق می دهد و زن دیگری می گیرید و زن را حتی از دیدن کودکان دختر خود که خردسال هم هستند محروم می کند ... اما زن دوم که در روزهای اول به ظاهر بسیار هوای مادر شوهر را داشت نهایتا حنایش رنگ می بازد و با مادر شوهر بد رفتاری می کند و بر خلاف زن اول که احترام مادر شوهر را نگه می داشت زبان به بد گویی می گشاید ... مادر شوهر این بار هم بیکار نمی نشیند و تلاش می کند با دعا و طلسم رابطه بین پسر و زن دوم را خراب کند که موفق نمی شود... در این بین زن دوم دست از مراقبت کودکان خردسال مرد هم بر می دارد و بی پروا با مادر شوهر خود به تندی برخورد می کند... نهایتا مادر شوهر نقشه می ریزد که برای اینکه پسرش را برای طلاق گرفتن از زن دوم متقاعد کند نقشه ای بریزد که نشان دهد که زن خیانتکار است، برای همین تصمیم می گیرد که زن را با یک تعمیر کار لوله داخل حمام بفرستد و در این حین پسرش را مطلع می کند تا بیاید و مثلا خیانت زنش را ببیند که پسر به محض ورود به خانه بدون سوال و صبر برای شنیدن پاسخ از سوی همسرش او و تعمیر کار را با تفنگ می کشد و خود نیز به زندان می افتد... عبرت داستان به اینجا ختم می شود که مادر پسر نیز دیوانه شده و نهایتا می میرد، اما قبل از مرگ مادر پسر، یک خانم و یک آقای مددکار اجتماعی از سوی یک مرکز حمایت از حقوق کودکان از شرایط بد نگهداری این دو کودک خردسال مطلع می شوند و کودکان بی نوا را با خود می برند و کودکان را حتی به مادر خود که در لحظه آخر سر می رسد تحویل نمی دهد و می گویند که تو صلاحیت نگهداری کودکان را نداری ...
ظاهرا عبرت این سریال این بود که انسان بدجنس و انسانی که به دیگران بد می کند خود نیز در این دنیا مورد آزار قرار می گیرد و به نوعی پیام این فیلم این بوده که دنیا دار مکافات است ...
اما .... اما.... چند صحنه خاص  و به خصوص صحنه های آخر فکر مرا بد جوری به خود مشغول کرد ....  چرا تمام شخصیت های منفی، منفعل، عقب مانده فرهنگی، بی عرضه، بی ثبات، خرافاتی، ظالم نسبت به زن، بدون حس اعتماد به نفس و عزت نفس و ده ها مورد دیگر که با دیدن این فیلم به ذهنش خطور می کرد همگی در مسلمان به نمایش گذاشته شدند و آن دو نفر ناجی کودکان که در پایان فیلم وارد صحنه می شوند غیر مسلمان ( بع تعبیر بنده مسیحی ) هستند و حتی یک مادر مسلمان را از حق داشتن فرزندانش محروم می کنند و این یعنی زنی که تا الان از ظلم شوهر و مادر شوهر در عذاب بوده الان هم صرفا بر اساس تشخیص دو نفر مددکار اجتماعی غیر مسلمان باز غیر قابل صلاحیت شناخته می شود... از همه بیشتر برایم جالب بود که این فیلم را رسانه ملی پخش می کند و بسیاری از مردم هم در نشست های خانوادگی از عبرت های آن می گویند و کسی به اثرات پنهانی که این فیلم به صورت نا خودآگاه در ذهن مخاطب ترسیم می کند توجهی نمی کند ...

از افتتاح پر سر و صدا تا افتضاح بی سر و صدا !!

بهمن ماه سال 90 بود که پروژه های عمرانی شهرستان رودان در دهه فجر با اعتباری بالغ بر 84 میلیاردتومان با حضور هیئت بلند پایه استانی افتتاح شد. از جمله پروزهای افتتاح شده در آن زمان قطعه دوم بزرگراه رودان بندر عباس بود که در همان زمان افتتاح هم سر و صدای زیادی به پا کرد .... هم سر و صدای مسئولین اداره کل راه  مبنی بر اینکه ما  توانسته ایم زود تر از موعد این پروژه را به اتمام برسانیم و هم سر و صدای مردم سرزه مبنی بر اینکه هیچ دور برگردانی برای ورود به این روستا تعبیه نشده و این موجب بالا رفتن آمار تصادفات و مرگ و میر می شود...




البته سر و صداهای این پروژه به همین جا ختم نشد و در مدت ده روز و با اولین بارش پس از افتتاح جاده از سه نقطه تخریب شد که علت آن افتتاح شتاب زده پروژه و عدم ساخت پل های زیر بنایی برای این بزرگراه بود. در ابتدای مسدود شدن جاده با توجه به نزدیکی به ایام انتخابات اهمیت دادن به این مسئله که بسیاری از سوالات را در ذهن آدمی مطرح می کند در حاشیه قرار گرفت و با پیگیریهای جدی مسئولین شهرستانی اعلام شد که برای نوروز مسیر بازگشایی می شود. اما امان که از نوروز 91 ، شش ماه هم گذشت و باز ...
نگران نباشید !!! سر و صداهای این جاده به این چند مورد بسنده نمی کند،  شاید شما هم یادتان باشد که از زمان افتتاح و به ویژه در نوروز چقدر ماشین ها با آغاز مسیر دو باند شدن مشکل داشته و  بعد از پیچ به علت عدم درج علائم کافی و هشدار دهنده بسیاری از ماشین ها در مسیر دوم باند مخالف حرکت می کردند و پس از چند دقیقه  اگر خدا رحم می کرد و تصادفی رخ نمی داد با چراغ های بسیار و بوق های شدید ماشین های عبوری متوجه می شد و بر می گشت ...



خود بنده دو بار از این موضوع جان سالم به در بردم ... یکبار یک بنز ده تن متعلق به کارگاه شن و ماسه ای که بعد از دوراهی میناب وجود دارد به علت نداشتن دور برگردان و حوصله نداشتن جنا راننده برای رانندگی تا آخر مسیر دو بانده و برگشتن این همه مسیر طولانی ، در مسیر خلاف در حال تردد بود که بنده در حال سبقت در اولین پیچ بعد از دوراهی بودم که با بنز رو در رو شدم و خدا رحم کرد که توانستن با عبور از شانه خاکی رد شوم و بار دوم هم در ارتفاعات کو ه های رودان با ماشین پرایدی که مسیر را تشخیص نداده بود مواجه شدم که خوشبختانه این مورد به علت اینکه در شب اتفاق افتاده بود از روی نور ماشین قادر بودم زودتر تشخیص دهم و مسیر را برایش باز کنم  ... اما نکته مهم این است که این نوشته را برای این اتفاقات به نگارش در نیاوردم که دوبار جان سالم به در بردم ... سوال اصلی که ذهنم را مشغول کرده است این است که پس این همه سیستم پیمانکاری و نظارت و مشاور برای چه به وجود آمده ؟ برای اینکه یک پروژه ملی اینگونه به افتتاح برسد؟ اگر از شعار های دولت هم بخواهیم بگذریم و نادیده بگیریم، شعار ها و اهداف انقلاب و نظاممان را که نمی توانیم به باد فراموشی بسپاریم و چشمان را بر رویشان ببندیم ؟ اصرار بیش از حد بعضی از مسئولین استانی برای افتتاح پروژه های نیمه تمام، آیا برای هدفی جز داشتن بیلان کاری برای مدیر وقت انجام می شود؟ پاسخگوی بازی با جان مردم کیست و چه کسی مسئولیت آن را بر عهده می گیرد؟ مسئولیت لطمه  وارد کردن به حیثیت مدیران دلسوز مردم  و به پیروی از آن حیثیت درست کار انجام دادن و کار  درست انجام دادن در نظام جمهوری اسلامی که بهای این بی تدبیری یک یا عده ای منفعت طلب اتفاق می افتد  را چه کسی قبول می کند؟ چه لطمه ای بالاتر از این باید به حیثیت نظاممان وارد شود که عده ای بچرخند و بگویند در زمان شاه یک جاده ساخته اند هنوز که هنوز است آخ نگفته است ولی حالا، این از وضع جاده ای که فقط ده روز دوام آورد ، آن از پلی که با اولین بارش و جاری شدن سیل،  میلیارد ها تومان از جیب این مردم را با گل و لای یکی کرد و از بین رفت؟
من گمان نمی کنم شهدای ما راضی باشند برایشان هر ده روزی یکبار مراسم پاسداشت حرمت خون شهدا را با عناوین مختلف برگزار کنیم و در عمل رشادت ها و جوانمردیشان را به باد فراموشی بسپاریم ....گمان نمی کنم !!!

گفتیم... نخواستند بشنوند... دوباره می گوئیم!!!!

سلام  دوستان عزیز. این متن مقاله آقای ذکرگو هست که برای من ارسال شده است... امید وارم که مطالعه کنید و سازنده نقد کنید و پاسخگو باشید:

بسم رب الشهدا و الصدیقین

همشهریان عزیزم سلام.اگر خاطرتان باشد سال گذشته و به بهانه سیزدهمین سالگرد تاسیس شوراهای اسلامی شهر و روستا مطلبی را تحت عنوان این یک نوشته سیاسی نیست در وبلاگ خبری رودان نیوز برایتان درج کردم  که تعدادی از همشهریان عزیز نسبت به مطلب واکش نشان داده و واکنش ها تا جایی یش رفت که در کمتر از ده روز شورای شهر رودان یک تغییر استراتژیک انجام داد و یک اقدام مطبوعاتی!

اقدام مطبوعاتی شورای شهر که با استقبال مسئولین وبلاگ رودان نیوز هم روبرو شد عبارت است از ایجاد صفحه جانبی در رودان نیوز و قول مصاحبه و پاسخگویی به شهروندان که همانگونه که در تصویر می بینید به رغم گذشت یک سال از ایجاد صفحه نه مصاحیه ای در این صفحه درج شده است و نه پاسخگویی به شهروندان.... گویی فقط یک حرکت نمادین بود برای جلب نظر افراد!!

و اما تغییر استراتژیک شورای شهر جابه جایی رئیس و سخنگوی  این جمع دوستانه و صمیمی بود که حتما همه عزیزان در جریان هستند!

راستش را بخواهید مدت هاست که می خواهم باز نقدی بنویسم و بار ها و بارها چون دیدم نمی توانم وقت کافی برای آن صرف کنم و  بیم آن داشتم که از حد نقدسازنده خارج شود ترجیح دادم که فقط سوالات درون ذهنم را بازگو کنم و پاسخ را بر عهده شما خوبان بگذارم...

1. جابه جایی رئیس و سخنگو برای چه انجام شد؟ آن هم در حالیکه زمانی که تعدادی از خبرنگاران در صدد بودند با رئیس  جدید شورای شهر مصاحبه نمایند ، ایشان  اعلام می کنند که با سخنگو صحبت نمائید!!!( دقت دارید که رئیس جدید سخنگوی قبلی بود و گویا صحبت های ایشان مورد تائید نبوده و جایشان را جا به جا کردند تا رئیس هم نتواند صحبت کند!!!!)

سوالات بعدی من به عملکرد چند ماهه شهرداری رودان بر می گردند که عبارتند از:

2. دقت کردید که چند وقتی است که ما شهردار نداریم و با سرپرستی شهر دارد اداره می شود.... حالا با اصل این موضوع بنده مشکلی ندارم  و حتما هم دقت کرده اید که در این چند مدت آسفالت میدان مرکزی تا بهشت زهرا روکش شد... سنگ جدول عوض و رنگ آمیزی شد..... وسط بلوار گلکار ی شد و اقداماتی از این دست که اگر هر ایرادی داشته باشد لا اقل در چشم مردم تغییر و تحول در نمای ظاهری شهر محسوب می شود... اما سوال اساسی این است که چه شد که یکباره این قدر فعالیت دارد انجام می شود؟ آیا این فعالیت ها تا زمان صدور حکم شهردار جدید است یا ادامه خواهد داشت؟ اگر این همه پتانسیل شهرداری دارد که بدون شهردار می تواند این کارها را انجام دهد چرا تا کنون این اقدامات را انجام نداده اند؟ آیا مجموعه شهرداری  تا کنون نخواسته است؟ چرا و به چه علتی؟ آیا این همه فعالیت اتفاقی بوده و چون بودجه ای آمده برای کمک به شهرداری این اقدامات انجام شده است یا زیبا سازی های اخیر حاصل مدیریت مالی سرپرست کنونی است؟  دقت دارید که در این بین خبری هم از اعضای شورای شهر رودان نیست و حضور این عزیزان به حضور استاندر و رئیس جمهور معطوف می شود و گویا چندان رغبتی هم به حضور در میان مردم ندارند چرا که خبر ها حاکی است این عزیزان دنبال حمایت از مهره های جوان برای انتخابات بعدی هستند و قصد دارند خود بازیگر پشت پرده باشند.... این بین هم که مردم آنقدر گرفتار هستند که کاری به این قبیل امور ندارند... 

اما !!! آقایان سکوت مردم را به رضایتشان تعبیر نکنید... ایشان همان مردمی هستند که برای این انقلاب خون داده اند ... به خدا قسم که این حقشان نیست.....

مهم ترین وظیفه نمایندگان مردم، اهتمام جدی به اسلام و ارزشهای الهی و معنوی آن است و آنان تحت هیچ شرائطی نمی توانند از این وظیفه مهم تخطی نمایند . 

 این ویژگی نه تنها برای  نمایندگان شورا و وکلای مجلس، بلکه برای تک تک مسئولین در حکومت اسلامی ضروری و لازم است . چنانکه امیرمؤمنان علی علیه السلام در نامه ای به یکی از کارگزارانش می فرماید: «فانت محقوق ان تخالف علی نفسک وان تنافخ عن دینک ولو لم یکن لک الا ساعة من الدهر ولا تسخط الله برضی احد من خلقه، فان فی الله خلفا من غیره ولیس من الله خلف فی غیره.

نمی دانم تا چد توانستم با مخاطبانم ارتباط برقرار نمایم و حرفم را درست بزنم ... فقط از خداوند متعال خواهانم که مرا در زمره بندگانی قرار ندهد که فریادشان نه از سر دلسوزی که برای رضایت خلق و نفس باشد... باشد که همی هدایت شویم.

والسلام علی من التبع الهدی

سجاد ذکرگو

خدایااااااااااااااااااااااااا....

خداجون ....امروز بیشتر از همیشه بهت نیاز دارم .... خدای من تو که همیشه هوای منو داشتی ... کمک کن خودم هم هوای خودمو داشته باشم..... خدایا ، آسمون دلمو ابری کن تا یادم نره که من بنده تو هستم و باید همیشه سر تعظیم به درگاهت فرود بیارم... خداجونم کمک کن مغرور نشم، کمک دلبسته به این دنیا نشم... خدایا رحمت و مغفرتت رو از من دریغ نکن که پناهگاهی جز تو ندارم ... تویی که بهترین پناهگاه هر پناه جویی هستی... تویی که شنونده ی هر صدایی هستی ... تویی که آرامش بخش هر پریشانی... خدای من ... خدایی تو که اجازه نمی ده ما رو به حال خودمون رها کنی، کمک کن ما ها بندگی کردن رو فراموش نکنیم ... خدای من ... خدا جونم .... دلم گرفته از خودم ... از منی که دارم آلوده این دنیا می شم... کاش لیاقت پیدا می کردم می رفتم حج..... این روزا بد جوری دلم تنگه مکه و مدینه است.... کاش تو اون حال و هوا بودم .... خدایا با این کوله بار گناه کجا رام می دی ؟ .... این حرفای یه بنده گناهکار عاصیه که همه امیدش به توئه، تویی که الرحم الراحمینی خدای من... خدایا تو رو به قداست قسم قدم ها رو استوار کن که از راهت کج نشم ... خدا جونم تو پروردگار منی ... حرف دلمو حتی اگه هم نگم تو می دونی ... پس فقط یک جمله میگ و بس : خدایا، مرا دریاب...

به بهانه سیزدهمین سالگرد آغاز به کار شوراهای اسلامی شهر و روستا:این یک نوشته سیاسی نیست!!

سلام  خدمت دوستان خودم. عذر خواهی می کنم که خیلی وقت هست نرسیدم که مطالب رو به روز کنم ایشالا تا چند وقتهدیگه سرم خلوت تر میشه و بعد از اون در خدمتتون هستم. این متن متلعق به آقای سجاد ذکر گو است که در وبلاگ رودان نیوز درج شده است که در چند روز گذشته روی آن نظرات متفاوتی داده شده بود. ترجیح دادم عینا مطلب رو درج کنم تا دوستان خودشون قضاوت کنند.

شوراهای اسلامی شهر و روستا در حالی وارد سیزدهمین سال فعالیت خود شده اند که نگاهی به 3 دوره فعالیت شوراها بیانگر این واقعیت است که این نهاد مردمی با فراز و نشیب های فراوانی در طی سالهای اخیر مواجه بوده است. هرچند در این چند سطر قصد ندارم به بررسی چالشهای کشوری فرا روی این نهاد مردمی بپردازم و گمان می کنم بررسی شورای شهر رودان تناسب بیشتری با خوانندگان این وبلاگ داشته باشد اما خالی از لطف نیست برای مقایسه و نتیجه گیری بهتر سخنی از چالش های کشوری هم به میان آوریم.

موضوع انتخاب شهرداران توسط وزارت کشور، تجمیع انتخابات شوراها با انتخابات ریاست جمهوری، انحلال شوراهای شهر بر سر مصوبات و ... از جمله مهمترین مواردی بوده اند که فلسفه وجودی شوراهای شهر را طی سالهای اخیر با چالش جدی مواجه کرده اند.

قانون شوراهای اسلامی شهر و روستا طی 12 سالی که از عمر آن می گذرد حدود 8 بار دستخوش تغییر و اصلاحات مکرر شده است و واضح است که تغییر 8 باره قانون شوراها حکایت از نوعی سردرگمی قانونگذار نسبت به جایگاه شوراها دارد.

سخنگوی شورای عالی استان ها در گفتگو با یکی از روزنامه های کشوری با رد این تصور که وظیفه شوراها صرفا نظارت بر عملکرد شهرداریهاست، توضیح می دهد: در متن قانون شوراها همه دستگاه های اجرایی موظف هستند هر سال یک نسخه از اهم فعالیت های در دست اجرای خود را به شورای شهر ارائه دهند. دکتر حسن فدایی معتقد است: مسئولان باید جایگاه شوراها در توسعه کشور را پیدا کنند و اگر اهمیت این موضوع را دریابند، قطعا به مفهوم توسعه محلی و به دنبال آن مفهوم نظام شورایی نیز دست خواهند یافت.

گویا قرار است که امسال سال خوبی برای شوراها باشد زیرا سخنگوی شورای عالی استانها از قول مساعد رئیس جمهور برای واگذاری 23 وظیفه دولت به شهرداری ها خبر می دهد. موضوعی که اگر اتفاق بیفتد زمینه تحقق مدیریت واحد شهری نیز محقق می شود.

رئیس شورای عالی استانها نیز در یکی از جلسات این شورا از چالش های فرا روی شورای شهر انتقاد کرد و گفت: متاسفانه هنوز برخی از دستگاههای اجرایی شورا ها را باور ندارند.

به گفته مهدی چمران شوراها مشکلات بسیاری دارند که که عمده آن عدم تامین درآمد پایدار برای شهرها و روستاها، عدم تحقق مدیریت واحد شهری و عدم باور دستگاه های اجرایی به شوراهاست. بحث قبول نداشتن دستگاه های اجرایی آن است که دستگاه های اجرایی گمان می کنند که شوراها توانایی اداره کشور را ندارند.آنها گمان می کنند شوراها رقیب دستگاه های اجرایی هستند.

از دیگر مشکلات این نهاد مردمی می توان به چالش آنها با فرمانداری ها و استانداریها اشاره کرد. موضوع ناخوشایندی که بدلیل رد برخی از مصوبات شوراها، متاسفانه گاه موضع گیری های  جدی طرفین نسبت به یکدیگر را فراهم آورده است و در این بین انحلال شوراهای شهر و روستا که از اواسط سال گذشته آغاز شد و در اولین گام دامن شورای شهر اهواز را گرفت نیز به عنوان چالشی دیگر مطرح شده است.

حال به بررسی وضعیت شورای شهر رودان بپردازیم. شورایی که نتوانسته است آنگونه که باید رضایت مردم را جلب کند. اعضای شورای شهر در حالی فعالیت خود را در دوره جدید آغاز نمودند که قریب به سه ماه بر سر انتخاب شهردار به توافق نرسیدند و گویی به اجبار نسبت به معرفی گزینه خود اقدام نمودند. بر خلاف آنچه که شوراهای کشوری حتی به عنوان یک جایگاه نظارتی نیز هنوز با دستگاه های اجرایی در رقابتند گویی  نه تنها شورای شهر رودان گوی سبقت را از آنان ربوده بلکه عملا به مغز مدیریت اجرایی به ویژه شهرداری تبدیل شده است. عاملی که موجب شد شهردار اول چند ماهی بیش دوام نیاورد و شایع شد  به صورت ناگهانی و یکباره مورد خشم اعضای شورا قرار گرفته و بر کنار شد و پس از آن فردی شاداب از داخل مجموعه مدیریت استانی پا به عرصه مدیریت شهری در شهرداری رودان گذاشت و زمان زیادی طول نکشید که  انرژی وی نیز نتوانست کاری از پیش ببرد و او نیز با نوعی روزمره گی مشغول دست و پنجه نرم کردن با مشکلات درون سازمانی  شد. مشکلاتی که از بدهی شهرداری به ارگانهای مختلف به ویژه بدهی چند ماهه شهرداری به کارکنانش گرفته تا نبود نیروی متخصص حرفه ای درون مجموعه بر کارایی آن تاثیر چشمگیری گذاشته است.

مجموعه ای که حتی مورد خشم نماینده رئیس جمهور در دور قبلی سفر قرار گرفت و عنوان شد این شهر مشکل مدیریت شهری دارد.

شاید شما هم فراموش نکرده باشید که در زمستان و ایام بارندگی، خیابان جنب اداره پست چند بار آسفالت شد و به یک هفته نکشیده آسفالت به شن و ماسه تبدیل شد و خیابان اصلی شهر به محلی برای تست مقاومت  کمک فنر و لاستیک در مقابل گودالهای عمیق تبدیل شد. آسفالتی که همیشه در نزدیکی انتخابات شورای شهر ، شریان های شهر را سیاه پوش می کند و تا انتخابات بعدی خبری از آن نیست. مشکلی که حتی نتوانست مسئولان امر را مجاب نماید تا لااقل به خاطر میهمانان نوروزی مسیر میدان اصلی تا بهشت زهرا را آسفالت نمایند تا در سال جدید چهره شهر تغییر کند.

عدم اسکان برخی از اعضای شورای شهر در شهرستان که به موجب قانون شوراها موجب لغو عضویت فرد مذکور از شورای شهر می شود نیز مسئله ای است که بسیاری از آن به سادگی گذشتند و گویی مصلحت ایجاب می کند که زیاد نباید به قانون  پایبند بود.

عدم اعتقاد و اطمینان به قشر تحصیل کرده و نخبگان جامعه شهری در رشته های مختلف فرهنگی، آموزشی، ورزشی، اقتصادی و توریستی، غیر مرتبط بودن تحصیلات اعضای شورای شهر با فاکتور های مدیریت شهری، اعتقاد به استفاده از روش های سنتی و بدون کارامد در حل مسائل  روز جامعه شهری ، پاک کردن صورت مسئله به عنوان یک روش حل آن و عدم فعالیت فرهنگی اثر بخش در سطح شهر نیز از جمله عواملی است که موجب شده است تا شورای شهر نتواند آنگونه که انتظار می رود کارامد باشد.

حضور اعضای شورای شهر در جلسات اداری با حضور میهمان خارج از مجموعه شهرستان و غیبت ایشان در برخی از جلسات معمول اداری  و حتی ترک جلسه مربوط به ساماندهی امور جوانان که بیش از نیمی از جمعیت فعال شهر را تشکیل می دهند توسط نماینده این شورا به دلیل عدم اعتقاد به جلسه (!!!!!!)  نیز یکی دیگر از مشکلاتی است که این نهاد عمومی را به نهادی خصوصی با معیار تفکر فردی تبدیل کرده است.

خوشبختانه بر خلاف آنچه که شوراهای شهر و روستای کشور در رد مصوباتشان با آن مواجهند در شهر رودان به دلیل عدم ارائه  طرح و برنامه خاص چنین مشکلی به چشم نمی خورد.

جالب این است که ما هنوز در حل مسئله خیابان پشته معز آباد، سنگفرش کردن وسط بلوار اصلی و آسفالت کردن پیاده رو ، فضای سبز شهری و هزار و یک مسئله کوچک مانده ایم که خبر خوش می رسد که 23 وظیفه دیگر هم قرار است به آن افزوده شود.

شاید انحلال شورای شهر در اکثر نقاط کشور  برای مردم به کابوس تبدیل شود اما در برخی از نقاط مردم در انتظار دیدن این خواب شیرین مانده اند. خوابی که چه با انحلال و چه با اتمام دوره محقق شود نیازمند هوشیاری مردم برای تعیین سرنوشت 4 ساله خویش در دوره بعدی است که اگر خداوند بخواهد در مقالات دیگری به تفصیل به آن خواهم پرداخت.

البته ذکر این موارد جزئی  هم ممکن است به کام عده ای خوش نیاید اما از آنجایی که رضایت خدا را بر رضایت بندگانش ارجح می دانم احساس وظیفه کرده و برخی از نکات جزئی را با هدف زدن تلنگری برای بهبود شرایط عامه مردم عنوان نمودم و امید وارم که عزیزان به دور از بد اخلاقی های سیاسی این انتقادات را بپذیرند و دشمنان نظام و انقلاب را خشمگین نمایند چرا که دشمنان از اینکه افرادی از درون مجموعه نظام و در داخل کشور بخواهند عادلانه نقد کنند و مشکلات را بیان نمایند به شده عصبانی خواهند شد. 

در پایان از مسئولین این وبلاگ آزاد قدردانی نموده و امید که در پناه حضرت حق بتوانیم آنگونه که شایسته نام مسلمانی است دین خود را به این انقلاب و نظام و اسلام ادا کنیم.

والسلام علی من تبع الهدی

سجاد ذکرگو

شهدا شرمنده ایم .............

                    

شاید این جمله رو اینقدر شنیده باشید و اینقدر گفته باشند که دیگه حسابی کلیشه ای شده باشه، اما هرچی گشتم یه عبارت بهتر پیدا کنم و بنویسم دیدم هیچی به قشنگی این جمله اون حس و معنی رو نمی رسونه... دیروز خاک دانشگاه ارزش پیدا کرد و افتخار این رو داشت تا پیکر   پاک بدون سر یک شهید  گمنام 23 ساله ی عملیات کربلای 6 را  تو روز اربعین در  خودش جای بده....  مراسم خوبی بود و البته با حاشیه هایی که تو پست های قبلی بهش اشاره شد. اما  نکته جالبتر و تاسف انگیزش بعد از اتمام مراسم چند ساعته  با شکوه بود که  حال و هوای خیلی ها رو عوض کرد. خیلی ها اومده بودن .... خیلی ها هم نیومده بودن..... انگار ساعت 8 و نیم  صبح بیدار شدن براشون خیلی سخت بود.... بعضیا هم بی تفاوت بودن و بعضیا هم مثل همیشه .....  راستش دلتنگی من مربوط به وقتی میشه که داشتم  تنهایی مسیر مسجد تا خوابگاه رو بر می گشتم... بچه ها خیلی زحمت کشیده بودن و کلی دانشگاه رو برای این میهمان غریب آماده کرده بودن.... یکی از این  این بود که پیاده رو دانشگاه رو با گونی و عکس شهدا تزئیین کرده بودن... همین جوری که تو حال و هوای خودم بودم داشتم عکس ها رو نگاه می کردم ازدوتا از بچه های توی پیاده رو رد شدم .... همین موقع یه نفر دیگه هم از کنار ما با سرعت و در حالی که کیفش دستش بود از کنار ما ها گذشت و دید که جلوش با گونی بسته شده و باید یه کم زحمت بکشه یا خم شه و از زیر گونی بره یا از مسیر عبوری نیم متر اونورترش بگذره ... خم شد و با عصبانیت از زیر گونی رد شد و بلند بلند شروع کرد به حرف زدن : " این مسخره بازیا چیه دیگه ؟ حالا اینا رو زدید اینجا که چی بشه؟ و....." همین جوری که دور می شد بلند بلند چیز می گفت. همین موقع یکی از اون دو نفر قبلی برگشت به نفر کناریش گفت" طرف چش بود؟ این دیگه چه جور حرفیه؟ کی چی بشه؟ مثلا روشنفکری یعنی این؟.... هرکی بیشتر چرت و پرت بگه فهمیده تره؟ ..... یا مثلا اینقدر هی به احمدی نژاد چیز  میگن و جک می سازن فکر می کنند اینجوری به بقیه می فهمونن بیشتر حالیشونه؟ ... من خودم از احمدی نژاد همچین خوشم نمیاد .... اما هر چینباشه یه رئیس جمهور یه مملکته ..." خلاصه بحث اون دو نفرم ادامه پیدا کرد..... شاید همه این اتفاق ها تو یک دقیقه هم طول نکشید.... همین جوری که فاصله منو دو نفر قبلیم بیشتر می شد داشتم به اتفاقی که افتاده بود فکر می کردم..... خیلی از خودم خجالت کشیدم... از اینکه اون شهید اونجا بود.... تو  ، تو اوج جوونیت  رفتی و جونتو برای ما دادی .... اما حالا ما حاضر نمیشیم حتی نیم متر، فقط نیم متر راهمونو براتو کج کنیم..... چه برسه به اینکه بخوایم بیایم تو مراسمت.... چه برسه به اینکه بخوایم اعتراض کنیم چرا مسئولین نبودن.... دلم بد جوری گرفت.... به کجا داریم می رسیم؟؟؟؟؟؟؟؟ ...... شهدا جدی جدی شرمنده ایم.....

کاوه اشتهاردی فرزند شهید است که هست !

سلام. مطلب قابل تاملی رو از وبلاگ آقای تقی دژاکام عینا براتون نقل کردم . وبلاگ http://www.maramohakemekonid.blogfa.com/ در حمایت از آقای اشتهاردی راه اندازی شده . دوستان همدل سعی کنند تا آدرس رو در بین دوستان منتشر کنند.

در پی صدور حکم دستگاه قضایی علیه « کاوه اشتهاردی » روزنامه نگار و خبرنگار پر سابقه مطبوعات و مدیر مسئول روزنامه ایران ، همان طور که انتظار می رفت ، وبلاگ نویسان و فعالان حزب اللهی عرصه مجازی بسرعت واکنش نشان دادند و این اقدام دستگاه قضایی را محکوم کردند .

اما نکته پر رنگی که در نوشته های دوستان به چشم می خورد و بیشتر بار عاطفی خوبی دارد تا منطقی ، این است که اکثر قریب به اتفاق آنان به « فرزند شهید » بودن کاوه اشاره کرده اند و تلویحاً‌ اینکه آیا قوه قضاییه می داند که کاوه اشتهاردی فرزند شهید « بهرام اشتهاردی » است ؟

من به شخصه برای کاوه برای فرزند شهید بودنش احترام زیادی قائلم اما نکته ای که نباید دوستان فراموش کنند این است که این حکم شگفت انگیز ، به این دلیل محکوم نیست که علیه یک « فرزند شهید » صادر شده است ؛ حتی اگر کاوه فرزند شهید هم نبود و این حکم علیه او صادر می شد ما وظیفه داشتیم از او حمایت کنیم و دستگاه قضایی را به خاطر این بی عدالتی به چالش بکشیم .

     

کدام بی عدالتی ؟

همین که ١۴ عضور هیئت منصفه مطبوعات بر اساس قانون ، رأی به برائت مدیر مسئول روزنامه ایران داده اند و قوه قضاییه بر خلاف رویه همیشگی خود که مدیران مسئول روزنامه ها و نشریات اصلاح طلب را با همین شیوه و پس از رأی هیئت منصفه مطبوعات ، تبرئه می کرد یا در مجازاتشان تخفیف قائل می شد ، به این رأی وقعی ننهاد و یک افسر جوان جنگ نرم را که در فتنه نفسگیر سال گذشته در روشنگری و دفاع از جبهه حق و عدالت و نظام و ولایت فقیه شب و روز نمی شناخت را با شکایت آقا زاده فتنه گری که به خاطر جرائم بیشماری که به آن متهم است جرئت برگشتن به ایران اسلامی را ندارد ، محاکمه کرده است . آن هم به چه جرمی ؟

به جرم انتشار « بیانیه مشترک ٢٢٠ تشکل دانشجویی برای محاکمه مهدی هاشمی رفسنجانی » . یعنی حتی این اتهام به شیوه سرمقاله که موضع رسمی روزنامه تلقی می شود هم نبوده است و جرم کاوه فقط این بوده است که بیانیه این دانشجویان و فرزندان هوشیار ملت ایران را منتشر کرده است !

البته این اتفاق ناگوار - بی توجهی قوه قضاییه به رأی هیئت منصفه مطبوعات در تبرئه متهم - یک بار دیگر هم اتفاق افتاد و آن زمانی بود که مدیر عامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ( ایرنا ) را به اتهام یادداشتی که در سایت این خبرگزاری منتشر شده بود و قوه قضاییه به این استنباط رسیده  بود که شخص مورد اشاره ای که در آن مقاله از آن نامی برده نشده اما به میر حسین موسوی در عصر انتخابات تبریک گفته است برادر رئیس قوه قضاییه یعنی دکتر لاریجانی رئیس مجلس شوراست و به همین دلیل کار به دادگاه مطبوعات کشید و آن بار هم اکثر اعضا رأی به برائت محمد جعفر بهداد مدیر عامل وقت ایرنا دادند اما برای اولین بار ، قوه قضاییه ای که ریاست آن را برادر رئیس مجلس شورا به عهده دارد ، به آن رأی و شیوه پیش بینی شده قانونی وقعی ننهاد و کار به محکومیت و حکم زندان برای بهداد کشید .

پس تا اینجا دو بار این اتفاق افتاده و قوه قضاییه یک بار در دفاع از برادر رئیس قوه و یک بار هم در دفاع از فرزند آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی ، دو تن از فرزندان و مجاهدان عرصه مبارزه با فتنه در روزنامه ها و سایتها و خبرگزاریها را به زندان و شلاق محکوم کرده است.

بنابر این ، برادران و خواهران ! چیزی که باید مورد اعتراض ما باشد این رویه و این شیوه غیر عادی و تعجب بر انگیز است نه اینکه چرا یک فرزند شهید به زندان و شلاق محکوم شده است .

پانوشت اول : در کنار این اتفاقات عجیب و غریب در دستگاه قضایی ، سکوت مطلق برخی از وبلاگ نویسان متدین و دلسوز برایم خیلی عجیب است !

پانوشت دوم : از نظر حقوقی متوجه نشدم وقتی مهدی هاشمی رفسنجانی شکایت کرده است ، ذکر « مدعی العموم » به عنوان شاکی ! چه معنی دارد ؟ اگر دوستان حقوقدان نظری در این باره بگذارند ممنون می شوم .

انتقاد شدید دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان، از حضور کمرنگ مدیران استان و عدم برنامه‌ریزی برای حضور مردم در مراسم تشییع و تدفین پیکر یک شهید گمنام در این دانشگاه

دیروز سه شنبه مصادف با اربعین حسینی، دانشگاه سیستان و بلوچستان میزبان تابوت پاک شهیدی گمنام بازمانده از هشت سال دوران دفاع مقدس بود.

                               


تشییع پیکر مطهر این شهید گمنام عملیات کربلای 6 در حالی با حضور گسترده دانشجویان و تعدادی از اساتید ارزشی این دانشگاه برگزار شد که حضور مدیران و برخی مسئولین مربوطه در این مراسم معنوی بسیار کمرنگ بود که با اعتراض شدید دانشجویان ارزشی  نیز مواجه شد.

در حالیکه دانشگاه سیستان و بلوچستان پس از سال ها انتظار دانشجویان این دانشگاه و در واپسین لحظات، به عنوان یکی از گزینه های تدفین شهید گمنام از سوی بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس کشور معرفی شد ، شهید گمنام مهمان شهر زاهدان در محلی نزدیک مسجد حضرت قائم (عج) واقع در دانشکده فنی مهندسی شهید نیکبخت در میان خیل اشک و آه و با حضور گسترده دانشجویان و اساتید ارزشی این دانشگاه به خاک سپرده شد تا شناسنامه ای برای غیرت جوانان این مرز وبوم باشد.

این در حالیست که دانشجویان ارزشی و سخنران منتسب به بسیج دانشجویی از حضور کمرنگ مدیران در این مراسم معنوی گلایه و انتقاد کردند.

در همین حال دانشجویان ارزشی و بسیجی در این مراسم از عدم تدبیر برای حضور گسترده مردم برای تدفین این شهید گمنام دفاع مقدس نیز به شدت گله مند بودند.

                              

یکی از سخنران در این مراسم در اینباره گفت: نباید به خاطر برخی ملاحضات امنیتی اجازه داد که مراسمات مذهبی کم رنگ شود.

وی ضمن گلایه از حضور کمرنگ مدیران در این مراسم معنوی بر لزوم حضور با بصیرت دانشجویان در عرصه های مختلفی که انقلاب به آن نیازمند هست تاکید کرد و شهدای دفاع مقدس را ستارگانی دانست که می توان راه را با آنها به خوبی پیدا کرد.

سخنان انتقادی وی با تکبیر جمعیت تدفین کننده بارها مورد استقبال قرار گرفت.

انتقاد گسترده دانشجویان از حضور کم رنگ مدیران و همچنین عدم تدبیر برای حضور گسترده مردم در تدفین شهید گمنام در دانشگاه سیستان و بلوچستان در حالی صورت پذیرفت که در همان ساعات سازمان تبلیغات در مسجد جامع زاهدان و با تدابیر امنیتی بسیار بالا مراسم اربعین را برگزار کرد که اتفاقا حضور مدیران در آن بسیار پررنگ بود!

در همین حال به نظر می آید استاندار محترم سیستان و بلوچستان باید از مدیران زیر مجموعه خود در شورای اداری استان چند سوال ذیل را پرسیده و مطالبه کند.

الف: چرا حضور بسیاری از مدیران در این مراسم معنوی کمرنگ بوده است؟

ب: آیا مدیران مربوطه نمی توانستند با کمی تبلیغات بیشتر حضور بهتر مردم را در این مراسم معنوی فراهم نمایند؟

پ: با وجود آنکه پیکر مطهر این شهید طبق اعلام قبلی قرار بوده است در روز اربعین در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار شود آیا متولیان برگزاری مراسم مذهبی در استان نمی توانستند مراسم اربعین در مسجد جامع را با مراسم تدفین این شهید گمنام در دانشگاه سیستان و بلوچستان در یک زمان و یک مکان برگزار نمایند؟

ت: جریحه دار شدن احساسات بسیاری از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان که در موقع دفن این شهیدگمنام از عملکرد ضعیف برخی مدیران مربوطه دلگیر و عصبانی بودند را چه کسی باید پاسخگو باشد؟

لازم به ذکر است که بنا به گفته بسیاری از دانشجویان دست اندرکار مراسم تدفین شهید گمنام در دانشگاه سیستان و بلوچستان در این میان نباید از تلاش شبانه روزی مدیران این دانشگاه و عزم جدی ریاست این دانشگاه برای بهتر برگزار شدن این مراسم به راحتی چشم پوشی کرد.

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در سالروزحماسه 9دی

مردم ایران زمین در تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب اسلامی ایران روز هایی را رقم زده اند که چونان ستاره در آسمان این مرز و بوم می درخشد. روز هایی که بدون شک  روز خدایند و در این میان 9 دی یکی از ماندگارترین آن ها در اذهان همگان است .9دی جلوه گاه حقیقی تحقق عملی شعار «ما اهل کوفه نیستیم ،علی تنها بماند »و مشتی گره کرده بر دهان تمام کور دلان و فریب خوردگان نظام چه در درون و چه در بیرون است. ملت شریف پا به پای رهبر خود و به پیروی از ایشان با جریان فتنه مدارا کردند تا اینکه این فتنه مخملین تمام فرصت ها را سوخت و روز به روز ماهیت شوم خود را نمایان تر ساخت و کار را به جایی رساندکه ملت مؤمن و متعهد در محرم سید و سالار شهیدان نشان داد هیچگاه اسیر رنگ ها نخواهد شد .

 ما دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان معتقدیم، اگر چه فتنه 88  ضرباتی  به نظام اسلامی وارد آورد و طعم شیرین و حماسه حضور بی سابقه مردم در پای صندوق های رأی را تا چندی تلخ نمود اما به واقع خروش میلیونی ملت ایران که نشئت گرفته از روحیه انقلابی و شهادت طلبی مردم مومن و متعهد بود مرهمی است بر درد هایی که عده ای به ظاهر مسلمان و انقلابی آن هم از داخل بدنه نظام اسلامی بر آن وارد کردند.  در واقع نهم دی ماه اعلام انزجار عموم مردم مومن و با بصیرتی بود که  به واسطه عملکرد نخبگان بی بصیرت و منافقین کورد دل حرمت عزای مسلمانان را شکستند. 9  دی به واقع نشان دهنده ی پیوند  ناگسستنی ملت  ایران با رهبری اندیشمندانه و مدبرانه حضرت آیت الله خامنه ای است.

جای بسی تأسف است که با گذشت یک سال و اندی از آن ماجرا هنوز کسانی­که بانیان این فتنه بودند نه تنها محاکمه نشدند  بلکه هنوز بر طبل مواضع سخیفانه خود می کوبند وخود را در حاشیه ای به ظاهر امن          می بینند. حاشیه پوشالینی که اگر رهبری  معظم انقلاب اجازه دهند در زیر پای قدم های مردان و زنان و کودکان غیرتمند و مسلمان ایران اسلامی له خواهد شد.

  انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان ضمن تجدید بیعت با آرمانهای بنیانگذار انقلاب اسلامی همنوای با مردم ندای لبیک یا خامنه ای سرداده و از قوه قضائیه و تمام دست اندرکاران دلسوز نظام جمهوری اسلامی ایران می خواهد  که هر چه سریعتر و البته با رعایت تمام اصول قانونی که جای هیچ شک و شبه ای برای کسی باقی نگذارد ، سران خائن فتنه را به پای میز محاکمه بکشاند.

 

والسلام علی من التبع الهدی

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان

عکس:: گاف عجیب گوگل

سرویس ترجمه گوگل ایتالیا تا ساعاتی قبل جمله "من به برلوسکونی رای ندادم" را به زبانهای انگلیسی، فرانسه و آلمانی به صورت "من به برلوسکونی رای دادم" ترجمه می کرد.
به گزارش مهر، رسانه های مختلف ایتالیا در ساعات گذشته سیستم ترجمه خودکار جستجوگر گوگل ایتالیا را به باد انتقاد گرفتند.

این رسانه ها با انتشار عکسهایی نشان دادند که با وارد کردن جمله "من به برلوسکونی رای ندادم" (non ho votato Berlusconi) و ترجمه آن در این سرویس به زبانهای انگلیسی، فرانسه و آلمانی نتیجه به صورت جمله "من به برلوسکونی رای دادم" ظاهر می شود.
 

ادامه مطلب

افكانه: به دلیل عدم صدور مجوز در تجمع امروز شركت نمی‌كنیم

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در تجمع امروز مقابل مجلس شورای اسلامی شركت نمی‌كند.
                                                      

محمد افكانه دبیر تشكیلات اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل نیز در گفت‌وگو با فارس، اظهار داشت: با توجه به عدم صدور مجوز برای تجمع دانشجویان مقابل معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست‌جمهوری و نیز مجلس شورای اسلامی، به دلیل تمكین به قانون و نهادینه كردن این فرهنگ اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل از حضور در این تجمع انصراف می‌دهد.

ادامه مطلب

افکانه: مجلس قبل از تکرار تجمع 31 تیر در تصمیم خود تجدیدنظر کند

دبیر تشکیلات اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل گفت: ما دوست داریم قضایای دانشگاه آزاد و تجمع روز 31 تیر تکرار نشود؛ ولی چرا باید مجلس تصمیماتی بگیرد که شورای نگهبان بخواهد آن را اصلاح کند یا اینکه با یک حرکت خودجوش دانشجویی  آن را اصلاح کند؟

                               

محمد افکانه دبیر تشکیلات  اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل در گفت‌وگو با  برنا درباره طرح پذیرش دانشجوی پولی در مجلس گفت: این بحث با روح عدالتی که در دولت نهم و  دهم مطرح بوده در تناقض است و حالا به بهانه کم ارزشی این بحث را مطرح کرده‌اند و در قالب برنامه پنجم توسعه نیز آن را به صورت جدی پیگیری می‌کنند.

ادامه مطلب

نامه مهم و سرگشاده انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان به دانشجویان، شورای نگهبان قانون اساسی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی (قسمت دوم)

 نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی

 

جای بسی تعجب است که در مجلس اصول گرا ماده ای به تصویب می رسد که نقض کننده ی آشکار اصول انقلاب اسلامی است . مگر معمار کبیر انقلاب نفرمودند: « خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد.»

آیا گمان نمی کنید مصداق این حرف دلسوزانه و دور اندیشانه حضرت امام (ره)، تلاش برای به تصویب نرسیدن چنین طرح هایی است؟

جامعه دانشگاهی با این سؤال رو برو است که کدام عقل منطقی می پذیرد که این مصوبه در راستای حمایت از نخبگان و جلوگیری از فرار مغز هاست؟

آیا جز این است که دانشگاه های ما امروز جایگاه نخبگان ماست؟

آیا افرادی که با توجه به اصلاح ساختار سنجش و پذیرش دانشجو و وجود شرایط آسان ادام ه تحصیل در مراکز آموزش عالی باز هم موفق به ورود به مراکز دانشگاهی نمی شوند و راهی سایر کشور ها می شوند، باز هم مشمول فرار مغزها محسوب می گردند؟

ادامه مطلب

نامه مهم و سرگشاده انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان به دانشجویان، شورای نگهبان قانون اساسی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی( قسمت اول)

« وکلای مجلس باید طوری باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه سرمایه دار انی که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی توانند بفهمند.» امام خمینی (ره)

 

دانشجویان فهیم دانشگاه

 

مجلس شورای اسلامی در هفته ای که گذشت و در راستای بررسی برنامه پنجم توسعه نسبت به تصویب ماده ای اقدام نمود که به روشنی بر خلاف « عدالت آموزشی» و  بر باد دهنده تلاش شما برای ورود به کانون پرورش فکر و علم خواهد بود . براساس بندهای " ح " و " ی " ماده 24  برنامه پنجم توسعه مجوز دو نوع فعالیت به دانشگاه ها ی سطح یک کشور داده شد . نخست دانشگاه می تواند از ظرفیت مازاد خود بر اساس قیمت تمام شده دانشجو بگیرد و دوم می تواند با تأسیس شعبه در شهر محل استقرار خود یا دیگر شهرها و مناطق آزاد داخل کشور و در خارج از کشور به صورت خودگردان و تنها با پرداخت شهریه دانشجو جذب نماید . هرچند تصویب دو بند فوق دارای فوایدی از جمله تأمین هزینه تحصیل هر فرد توسط خو دش است اما در واقع تصویب این دو بند بدین معناست که به طور مثال دانشگاه تهران می تواند در قسمت دیگری از شهر تهران شعبه دوم خود را راه اندازی نماید و صرفاً بر اساس دریافت شهریه دانشجو بگیرد و به همین راحتی تلاش بی وقفه و شبانه روزی دانش آموزان سراسر کشور را که برای ورود به این دانشگاه به رقابت می پردازند را نادیده بگیرد و به عبارت بهتر دانشجوی پولی جذب نماید و چه بسا به تدریج به سمتی پیش رود که این گروه از خدمات بیشتری بهره مند گردند.

 

آینده سازان ایران اسلامی

 

آگاه باشید که تصویب این ماده به صراحت بر خلاف آرمان های جامعه اسلامی است و به یقین نابود کننده انگیزه نخبگان دانشگاهی خواهد شد . چگونه به رشد و بالندگی کشورمان دلخوش کنیم در حالی که تصویب این مصوبه به معنای نابودی انگیزه ها و از بین برنده ی تکاپوی نخبگان برای فتح قله های علمی است .

ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :14
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : حسین شادزی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر شما نتایج گفت و گو های ایران با 5+1 چه خواهد بود؟




نویسندگان

مترجم سایت

وضعیت آب و هوا

فید خوان rss reader

« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools

حدیث روز

free counters
This code show pagerank by parstools.com