تبلیغات
خارج از گود - مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور !!! (قسمت اول)
خارج از گود
**** یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان **** چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید ****

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور !!! (قسمت اول)

«... در دوران كودكی تیزهوشی‌ات مایه اعجاب من بود. مكرر اتفاق افتاد كه در خیابان‌های تهران در حال رانندگی، من سرگردان می‌شدم و تو در سه- چهار سالگی راه را نشان می‌دادی و این صحنه، در سفر اروپا هم چند بار پیش آمد. البته آن وقت بزرگتر بودی و یك بار تحت تأثیر هوش‌ات گفتم ابوعلی سینا می‌شود. این اسم در خانه برایت مانده.
از آن روزی كه به دوران تمییز رسیدی، با همسالان خود مخصوصاً در بین فامیل تفاوت

فاحشی داشتی....»

                                                 

محمدرضا نوربخش، سردبیر ارگان دانشگاه آزاد درباره اهداف انتخاباتی مهدی هاشمی می‌گوید: در ماه پایانی منتج به انتخابات كه مهدی هاشمی در كمیته صیانت از آرا عضویت یافت آقای كرمی عملاً اداره سایت را برعهده گرفت و بحث پیروزی قطعی موسوی در انتخابات را مطرح كرد و در همین زمینه نظرسنجی‌های غیرمستندی نیز منتشر می‌شد. القای تقلب در انتخابات از این طریق صورت می‌گرفت كه یا موسوی برنده انتخابات است و یا در انتخابات تقلب شده و اگر این فرآیند با سلامت برگزار شود اصلاح طلبان پیروز هستند. حتی در آن زمان مشخصاً از انتشار چند گفت‌وگو با حامیان دولت كه معتقد بودند محمود احمدی‌نژاد پیروز انتخابات است جلوگیری شد و آقای كرمی به ما می‌گفت این افراد زمینه انجام تقلب را فراهم می‌كنند. در ابتدای همكاری با سایت جمهوریت این ذهنیت وجود داشت كه این سایت انتخاباتی است ولی رفته‌رفته متوجه شدیم استراتژی و سوژه‌های مهدی هاشمی وسیع‌تر از خط تخریب دولت است و سیبل ما از دولت به نظام تغییر یافت و بین این سایت و رسانه‌های ضد انقلاب همسویی ایجاد شد.

محمدرضا نوربخش، سردبیر ارگان دانشگاه آزاد درباره اهداف انتخاباتی مهدی هاشمی می‌گوید: در ماه پایانی منتج به انتخابات كه مهدی هاشمی در كمیته صیانت از آرا عضویت یافت آقای كرمی عملاً اداره سایت را برعهده گرفت و بحث پیروزی قطعی موسوی در انتخابات را مطرح كرد و در همین زمینه نظرسنجی‌های غیرمستندی نیز منتشر می‌شد. القای تقلب در انتخابات از این طریق صورت می‌گرفت كه یا موسوی برنده انتخابات است و یا در انتخابات تقلب شده و اگر این فرآیند با سلامت برگزار شود اصلاح طلبان پیروز هستند. حتی در آن زمان مشخصاً از انتشار چند گفت‌وگو با حامیان دولت كه معتقد بودند محمود احمدی‌نژاد پیروز انتخابات است جلوگیری شد و آقای كرمی به ما می‌گفت این افراد زمینه انجام تقلب را فراهم می‌كنند. در ابتدای همكاری با سایت جمهوریت این ذهنیت وجود داشت كه این سایت انتخاباتی است ولی رفته‌رفته متوجه شدیم استراتژی و سوژه‌های مهدی هاشمی وسیع‌تر از خط تخریب دولت است و سیبل ما از دولت به نظام تغییر یافت و بین این سایت و رسانه‌های ضد انقلاب همسویی ایجاد شد.



هفته گذشته دادستان عمومی و انقلاب تهران از فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت خواست كه به سفر خود به خارج از كشور پایان دهد. دكتر عباس جعفری دولت‌آبادی كه با خبرگزاری ایرنا گفت‌وگو می‌كرد گفت كه «مهدی هاشمی رفسنجانی» هر چه زودتر به ایران بازگردد تا اگر معتقد است اتهامی به او وارد نیست، از خود دفاع كند. دادستان تهران در حالی فرزند هاشمی رفسنجانی را به تهران فراخوانده كه وی نزدیك سه ماه پیش و همزمان با برگزاری دادگاه چهارم متهمان كودتای مخملی تهران را به مقصد انگلیس ترك كرده است. این سفر اگر چه پس از یك روز از سوی دانشگاه آزاد اسلامی، سفری كاری اعلام شد و در اطلاعیه‌ای كه هیأت امنای این دانشگاه صادر كرد تأكید شد كه مهدی هاشمی بزودی به ایران باز خواهد گشت اما اعترافات برخی از متهمان در دادگاه‌های كودتای مخملی كه چند روز قبل از سفر مهدی هاشمی مطرح شده بود ابهاماتی را درخصوص این سفر ناگهانی ایجاد كرد.


با این حال گذشت نزدیك سه ماه از سفر مهدی هاشمی و عدم بازگشت وی به كشور نیز تا حدودی بر این ابهامات می‌افزاید. در این راستا اگرچه برخی منابع سیاسی از بازگشت قریب‌الوقوع وی به ایران خبر می‌دهند از دیگر سو برخی مراجعت او به كشور را نامعلوم و یا حتی منتفی اعلام كرده‌اند.



«پیرو انتشار خبر سفر آقای مهدی هاشمی در برخی سایت‌ها و خبرگزاری‌ها، جهت روشنگری به اطلاع می‌رساند كه مهدی هاشمی، رئیس دفتر هیأت امنای دانشگاه آزاد جهت بازدید و رسیدگی دفاتر و شعبات دانشگاه آزاد اسلامی در خارج از كشور، چندین روز قبل از دادگاه مورخه سوم شهریور 88 به خارج از كشور عزیمت نمودند و قطعاً بعد از اتمام مأموریت سازمانی خویش جهت پاسخگویی به مطالب كذب مطرح شده در دادگاه به كشور بازخواهد گشت.» بیانیه دفتر مهدی هاشمی
مهدی هاشمی رفسنجانی پسر دوم اكبر هاشمی رفسنجانی، جنجالی‌ترین فرد خانواده هاشمی رفسنجانی است. حاشیه‌ها و جنجال‌های پیرامون او حتی از خواهر بزرگترش فائزه بیشتر است. ایده دوچرخه‌سواری خانم‌ها و پوشیدن چكمه قرمز در عكس‌های انتخاباتی گرچه نام فائزه هاشمی را در صدر منتخبان مجلس پنجم قرار داد اما ردیف شدن جنجال‌هایی مانند استات‌اویل، توتال، كرسنت، شركت بهینه‌سازی مصرف سوخت، آشوب‌های خیابانی در تهران و... مهدی را در جایگاه بالاتری در حاشیه‌سازی نسبت به فائزه قرار می‌دهد.


به هر روی اكنون مهدی هاشمی رفسنجانی به انگلستان سفر كرده تا جا در پای خواهرش بگذارد كه 6-5 سال گذشته را در لندن بدون حضور شوهرش به سر كرده بود و اگرچه دفتر هیأت امنای دانشگاه آزاد از عدم حضور مهدی هاشمی در زمان دادگاه معروف متهمان اغتشاشات اخیر در تهران خبر می‌دهد اما جوابیه مهدی هاشمی كه با جمله «بسم‌الله القاسم الجبارین»! شروع شده بود، شب همان روز دادگاه با امضای مهدی بر تلكس خبرگزاری‌ها نشسته بود.

 


● ابوعلی سینا و راهنمایی خیابان‌های اروپا

مهدی هاشمی چهارمین فرزند اكبر هاشمی رفسنجانی پس از محسن، فاطمه و فائزه است. او در سال 1349 متولد شده است. از خاطرات روزانه هاشمی رفسنجانی كه از سال 60 تا 65 منتشر شده است، چنین برمی‌آید كه مهدی برخلاف محسن كه بیشتر به دنبال استقلال شخصیت و حضور در پروژه‌های مدیریتی و فنی است، بیشتر ترجیح می‌دهد در كنار پدر باشد و پدر نیز از حضور مهدی در كنارش همیشه احساس رضایت دارد. این خصوصیت‌ها در نامه‌ای كه اكبر هاشمی در سال 65 به مهدی هاشمی می‌نویسد مشخص است:
«
یادم آمد كه مادرت عفت، در سفر زیارت عتبات عالیات در حرم مقدس امام حسین(ع) از خداوند فرزند صالحی خواسته بود و پس از آن كه تو به دنیا آمدی، دعایش را مستجاب می‌دانست و خوابی هم گویا در این رابطه دیده بود و برای نامگذاری‌ات دو سه روزی با هم حرف می‌زدیم، عموزاده آقای هاشمیان امام جمعه فعلی رفسنجان ـ نماینده فعلی رفسنجان ـ اطلاع دادند كه خواب دیده است كه باید اسمت را مهدی بگذاریم... در دوران كودكی تیزهوشی‌ات مایه اعجاب من بود. مكرر اتفاق افتاد كه در خیابان‌های تهران در حال رانندگی، من سرگردان می‌شدم و تو در سه- چهار سالگی راه را نشان می‌دادی و این صحنه، در سفر اروپا هم چند بار پیش آمد. البته آن وقت بزرگتر بودی و یك بار تحت تأثیر هوش‌ات گفتم ابوعلی سینا می‌شود. این اسم در خانه برایت مانده.
از آن روزی كه به دوران تمییز رسیدی، با همسالان خود مخصوصاً در بین فامیل تفاوت فاحشی داشتی. درونگرا، اهل مطالعه و تحقیق و دنبال كتب سودمند و بیشتر در كتابخانه بودی. قبل از این كه به حیاط خانه بیایم، سری به اتاقت زدم. آزمایشگاه كوچكت با ابزار ساده‌اش و دو قفسه كتابخانه‌ات و میز مطالعه‌ات و تختخواب محقرت را با فضای كوچك اتاق و موكت كهنه‌اش و باقیمانده لباس‌های كهنه و چروك و وضع به هم ریخته، اتاقت را كه از ویژگی‌های محصلان بی‌رغبت به دنیا و علاقه‌مند به تحصیل است، از نظر گذراندم


اكبر هاشمی همچنین برای این گفته‌اش در اثبات هوش مهدی در كتاب خاطراتش شاهد مثالی می‌آورد: «مدیر مدرسه مهدی تلفنی به من گفت كه مهدی از شاگردان ممتاز ریاضی است و مغزش در مسائل ریاضی فوق‌العاده است و خوب است در جبهه در جایی از او استفاده شود كه از این استعداد بهره گیرند و ابراز ناراحتی كرد كه این گونه استعدادها از بین بروند. گفتم معمولاً خوب‌ها و ممتازها در این راه پا می‌گذارند

هاشمی همچنین در جای‌جای كتاب خاطرات سال 65 به اعزام مهدی هاشمی به جبهه‌های جنوب و غرب اشاره می‌كند: «فرزندم مهدی و پاسدارم آقای رحمانی كه عازم جبهه بودند، برای خداحافظی آمدند. مهدی را به‌خاطر روحیه فداكارانه‌ای كه دارد، بیشتر از گذشته دوست دارم. با عفت تلفنی صحبت كردم، ولی راضی است. نمی‌خواهد فرزندش را از ثواب و سعادت بازدارد. می‌داند كه حضور او در جبهه برای انقلاب مفید است، ولی مادر است دلش می‌سوزد

اكبر هاشمی سال‌ها بعد و در ابتدای دهه 80 در خطبه‌های نماز جمعه تهران چند بار از حضور مهدی هاشمی در جبهه‌ها و شیمیایی شدن اش سخن گفت.

● از لوله‌های دریایی تا CNG

«هدی به صنعت علاقه داشت و فهمید كه وضع ما در دریا ضعیف است. صنایع دریایی ما خیلی ضعیف بود. او به دنبال سكوسازی و لوله‌های كف آب و حفاری در دریا رفت كه وابسته بودیم. آخرش به پارس جنوبی و عسلویه رسید و الآن به CNG رفت كه برای صرفه‌جویی و محیط زیست خوب است.»بخشی از تك‌نگاری هاشمی رفسنجانی درباره فرزندانش احتمالاً در اواخر دوران اصلاحات).

هوش و ذكاوت مهدی هاشمی به اضافه اقتدار رئیس دولت سازندگی سبب شد تا فرزند چهارم اكبر هاشمی رفسنجانی از اواسط دولت سازندگی پایش به وزارت نفت باز شود و بلافاصله به مدیرعاملی شركت بزرگ «مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران» برسد. حضور مهدی هاشمی در این شركت و طرف قرارداد شدن با شركت‌های بزرگ چندملیتی مانند استات‌اویل و توتال سبب شد تا نام مهدی هاشمی در اروپا و امریكا به‌عنوان یك شریك زرنگ و قابل اعتماد در معاملات و قراردادهای نفتی به ثبت برسد. مهدی هاشمی تا سال 77 به‌عنوان مدیرعامل در شركت تأسیسات دریایی و پس از آن به‌عنوان رئیس هیأت مدیره بود و پس از آن به بخش دیگری از وزارت نفت یعنی سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت رفت. در بهینه‌سازی مصرف سوخت یا CNG به قول اكبر هاشمی رفسنجانی، مهدی هاشمی منشأ حرف و حدیث‌های زیادی شد.

 


● از گفتن اسم آنها خودداری می‌كنم

پس از پایان جنگ و با باز شدن درهای صنایع نفتی ایران بر روی سرمایه‌گذاران خارجی (همان شركت‌های معظم چندملیتی) سبب ایجاد رقابت سنگین و گسترده‌ای بین این شركت‌ها برای دستیابی به منابع نفتی بكر و گسترده جنوب ایران شد و در این میان رد و بدل شدن مبالغ هنگفت 40 میلیون دلاری به برخی اشخاص و شركت‌های ایرانی در مقابل سود سرمایه‌گذاری در پروژه‌های چند میلیارد دلاری آسان می‌نمود.

به گزارش خبرگزاری‌های خارجی در فاصله سال‌های (1997 تا 2003)، (82-76) یك حساب بانكی به نام «سیاكل» در بانك خصوصی «لومبارد» فرانسه برای فردی به نام «بیژن دادفر» فعال می‌شود. در فاصله دسامبر 1998 تا آگوست 2003، طی دو مرحله یك‌بار 30 میلیون یورو و بار دیگر مبلغ 45 میلیون یورو به این حساب واریز و در آن نگهداری می‌شود. این مبلغ از بانك كردیت سوئیس كه در واقع بانك اعتباری سوئیس محسوب می‌شود، به این حساب واریز شده بود. این مبلغ 75 میلیون یورویی از حساب شركت توتال در فرانسه در «جنرال بانك» به‌عنوان ترانسفر به بانك كردیت سوئیس واریز و از آنجا به حساب بانكی سیاكل مربوط به بیژن دادفر منتقل می‌شود. همزمان عملیات توسعه فازهای 2 و 3 پارس جنوبی به كنسرسیومی به رهبری توتال فرانسه با 40 درصد سهم به عنوان اپراتور و شركت‌های گازپروم روسیه و پتروناس مالزی هر یك با 30 درصد سهم واگذار می‌شود. كمی كمتر از یك دهه بعد روزنامه هرالد تریبیون در دسامبر 2006 از آغاز بررسی پرداخت رشوه از سوی مقامات نفتی توتال به برخی مدیران نفتی ایران خبر می‌دهد.

روزنامه فرانسوی اكسپرس هم از بازداشت مدیر توتال به اتهام پرداخت رشوه به برخی مدیران نفتی می‌نویسد. چند روز بعد كریستف دومارژوری مدیر ارشد اجرایی توتال جزئیات این رشوه‌خواری را فاش می‌كند. وی می‌گوید كه رئیس وقت توتال در جریان این اقدام بوده، ولی توتال برای به‌دست آوردن این قرارداد مجبور به پرداخت كمیسیونی به مقامات ایران بوده است!

او هیچ‌گاه نمی‌گوید كه طرف مقابل ایرانی‌اش كه قدرت اختصاص پروژه 4 میلیارد دلاری فاز 2 و 3 پارس جنوبی را به توتال داشته، چه كسی بوده است.

«كریستف دومارژوری» در بازجویی‌هایش می‌گوید: «من آقای رفسنجانی پدر را به‌طور شخصی نمی‌شناسم. می‌دانم كه او تا تابستان 1997 رئیس جمهور ایران بوده است. من به‌طور قطع مهدی هاشمی رفسنجانی را می‌شناسم. او در آن زمان رئیس یك شركت نفتی بود كه ما در چندین پروژه از آن استفاده كردیم. من اطمینان دارم كه او همان پسر رئیس جمهور سابق بود. او به من مثل تمام پیمانكارانی كه ما با آنها كار می‌كردیم، معرفی شده بود. ما از آنها در پروژه پارس جنوبی استفاده كردیم. من نمی‌دانم چه مقدار به او پرداخت كردم و از جزئیات كار مهدی هاشمی بی‌اطلاعم. او را در یكی از سفرهای متعددم به تهران ملاقات كردم، اما دیگر به‌خاطر نمی‌آورم.

دومارژوری همچنین درباره كسانی كه به لابی توتال برای رسیدن به عسلویه كمك كردند می‌گوید: «ما به این نتیجه رسیدیم كه برای عملیات پارس جنوبی در ایران می‌بایست از افراد یك لابی كمك بگیریم. مخاطب من بیژن دادفر بود كه سه یا چهار نفر دیگر همراهی‌اش می‌كردند كه من از دادن اسم آنها خودداری می‌كنم. اسم‌هایی هستند كه بهتر از آنها نام برده نشود، زیرا كه موضوع به صورت خاص حساس است!» قاضی دادگاه پاریس پس از شنیدن سخنان دومارژوری، او را به دلیل سوءاستفاده از اموال عمومی و رشوه دادن به مقامات خارجی تحت پیگرد قرار می‌دهد و جالب‌تر این كه به صورت ویژه دیدار و یا تماس دومارژوری با اكبر هاشمی رفسنجانی و پسرش مهدی هاشمی را ممنوع می‌كند!

 


● دردسری به‌نام استات اویل

در سال 2001 با افزایش سطح همكاری‌های نفتی ایران و نروژ، استات اویل مسئول بهره‌برداری از قسمتی از میدان گاز پارس جنوبی شد. این شركت ضمن انعقاد قرارداد توسعه بخش دریایی فازهای 6، 7 و 8 پارس جنوبی در مطالعه فنی میادین نفتی مارون و بی بی حكیمه نیز با پژوهشگاه صنعت نفت همكاری‌هایی را آغاز كرد و برای برخورداری از موقعیت اطلاعاتی برتر نسبت به رقبا، قراردادی را برای خدمات مشاوره‌ای با شركت هورتون با مدیریت عباس یزدی منعقد كرد كه بعدها تبدیل به یك رسوایی شد تا مبلغ قابل توجه قرارداد به عنوان رشوه‌ای به شركت هورتون و مقامات ایرانی مرتبط با حوزه كاری شركت مشاوره‌ای هورتون تلقی گردد.

استات اویل به دنبال برقراری ارتباط با صنعت نفت و گاز ایران، یك قرارداد 15 میلیون و 200 هزار دلاری با شركت هورتون و هوبارد منعقد كرد و در اولین گام به موجب همان قرارداد، برای كار انجام شده به وسیله مشاور قبل از تأخیر مؤثر و طی اولین سال از مدت قرارداد مبلغ 5 میلیون و 200 هزار دلار از مبلغ قید شده، قابل پرداخت است. این وعده‌ای بود كه استات اویل به آن وفا كرد و مدتی بعد گزارش هیأت تحقیق و تفحص مجلس ششم نیز اعلام كرد كه مبلغ 5 میلیون و 200 هزار دلار به حساب‌های سوئیس وارد گردیده و سپس بین افراد ذینفع تقسیم شده است.

با یورش مأموران اداره جرایم اقتصادی نروژ به دفتر استات اویل، مطبوعات نروژی نام مهدی هاشمی، رئیس سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت و رئیس هیأت مدیره شركت تأسیسات دریایی را بر سر زبان‌ها انداختند كه بر اساس آن، نامبرده متهم شده بود در ازای یك مبلغ هنگفت، برخی اطلاعات مورد نظر استات اویل را از طریق واسطه (شركت خدمات مشاوره‌ای هورتون و هوبارد با مدیریت عباس یزدی) به طرف نروژی منتقل كرده است.

پس از انتشار اخبار تأیید نشده‌ این فساد معاملاتی در مطبوعات نروژ، مدیر اجرایی و مدیرعامل استات اویل مستعفی شدند تا تحقیقات 9 ماهه قضایی بدون مقاومت خاصی به نتیجه برسد.

از سوی دیگر، در پی انتشار اخباری از سوی رسانه‌های نروژی مبنی بر دیدارهای مهدی هاشمی با مسئولان استات اویل در نروژ، مسئله پیچیده‌تر شد اما مهدی هاشمی در تهران اعلام كرد كه این ملاقات‌ها به لحاظ ارتباط شغلی و مسئولیت وی به عنوان مدیرعامل سازمان بهینه سازی مصرف سوخت و رئیس هیأت مدیره شركت تأسیسات دریایی بوده و ربطی به دیگر پروژه‌های وزارت نفت ندارد.

 


● تحقیق و تفحص

اما تقاضای تحقیق و تفحص از ماجرای رشوه شركت استات اویل و وضعیت طرف‌های ایرانی مربوطه در جلسه روز شانزدهم فروردین 1383 مجلس تصویب شد و مجلس تحقیق خود را درباره «پرداخت رشوه در ازای استفاده از اطلاعات طبقه‌بندی شده حوزه نفت و گاز پرداخت شده است و درباره نفوذ نروژ در بازارهای نفتی ایران و گرفتن امتیازات ویژه در قالب‌های به ظاهر قانونی» آغاز كرد.

بعدها رئیس هیأت تحقیق و تفحص مجلس در آخرین روز كاری مجلس ششم، گزارش هیأت تحقیق و تفحص مجلس را در صحن علنی قرائت كرد. در بخشی از این گزارش آمده بود:

آقای مهدی هاشمی انجام چندین ملاقات در كشور نروژ و یا در ایران با مسئولان استات اویل را تأیید كرده و اعلام می‌دارد این ملاقات‌ها به لحاظ ارتباط شغلی و مسئولیت ایشان به عنوان رئیس هیأت مدیره شركت تأسیسات دریایی و مدیرعامل سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت بوده است و ربطی به دیگر پروژه‌های وزارت نفت ندارد.

در بند 3 این گزارش آمده است: مبلغ پنج میلیون و 200 هزار دلار به حساب‌های سوئیس وارد گردیده و سپس بین افراد ذینفع تقسیم شده است كه پلیس نروژ و وزارت اطلاعات در جریان بازخوانی این حساب‌ها قرار دارند. براساس بعضی از اظهارات، احتمال فساد در بعضی از اعضای تصمیم‌گیر در استات‌اویل و عباس یزدی بعید به نظر نمی‌رسد.

در پی قرائت گزارش هیأت تحقیق و تفحص مجلس از ماجرای رشوه استات اویل مبنی بر عدم ارتباط مهدی هاشمی با شركت هورتون و استات اویل و بعد از تبرئه شدن استات اویل از اتهامات وارده، نامبرده اعلام كرد كه حق پیگیری قضایی از شركت استات اویل و برخی رسانه‌های نروژی را محفوظ می‌داند و در یك ماه آینده شكایت خود را به مقامات قضایی ایران و دادگاه‌های بین‌المللی ارائه خواهد كرد.

 


● جونیور* مهدی هاشمی

رئیس تحقیق وتفحص همچنین بخشی از نامه ریچارد هوبارد به هیأت مدیره شركت استات اویل در تاریخ 22/10/2001 را قرائت می‌كند:

«در طی سال 2001 در حالی كه ارزیابی‌های مذكور در حال انجام بودند، شركت استات اویل ایران با مهدی هاشمی كه از او تحت عنوان جونیور یاد می‌شد تماس برقرار نمود. اولین جلسه در دفتر استات اویل در «برگن» برگزار گردید كه البته جونیور به دعوت رسمی استات اویل برای بازدید از آزمایشگاه‌ها و مراكز تحقیقاتی به نروژ سفر كرده بود. یك ماه بعد او (مهدی هاشمی) اعلام كرد كه استات اویل در صورت موفقیت در پروژه‌های نفتی آمادگی كمك به مؤسسات عام المنفعه و آموزشی را دارد. این اولین فعالیت جدی استات اویل در صنایع بالادستی در خاورمیانه و علی‌الخصوص ایران بود و هیچ یك از تیم‌ها دارای تجربه كافی جهت انجام یك پروژه در این محیط نبودند، ما به طور شفافی به مشاوره نیاز داشتیم.

من و ویلی السن (مشاور سیاسی اولاف فیل) در همكاری با هم متوجه شدیم كه كارها چگونه در ایران انجام می‌گیرد. ما به تری آدامز همكار قدیمی من و ویلی كه دارای تماس‌های خوبی در ایران بود مراجعه نمودیم. تری آدامز به ما گفت كه یك مفهوم شفاف در ایران وجود دارد كه مطابق آن انتظار می‌رود كمپانی‌های فعال خارجی در ایران كمك‌های اجمالی ارائه دهد مسئله ما هم این بود كه راه قابل قبولی برای این كمك بیابیم.

... به علاوه ترجیح شفاف استات اویل به توصیه جونیور و تری آدامز، شركت در برنامه توسعه اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و بهداشتی بود.

... بعد از امضای قرارداد، اعضای تیم من جلسات منظمی با عباس یزدی داشتیم. البته به طور موردی ملاقات‌هایی با جونیور داشتیم و در این ملاقات‌ها مشورت‌های خوبی در خصوص فضای كار و مسائل سیاسی جاری دریافت می‌كردیم كه بسیار هم مفید بود.»


اما منافع استات اویل در قرارداد مهدی هاشمی و عباس یزدی به پارس جنوبی ختم نمی‌شود بلكه بسیاری از اسناد سری كشور به نروژ منتقل می‌شود. حمید ترنجیان مدیر وقت گروه بازرسی وزارت نفت سازمان بازرسی كل كشور می‌گوید: «اولین پروژه‌ای كه استات اویل در ایران انجام داد و البته از دید ما پروژه مشكوكی نیز می‌باشد پروژه مطالعات میدان‌های بی‌بی حكیمه در جنوب است كه رقم قرارداد 2 میلیون دلار می‌باشد و طبعاً هیچ كس برای رسیدن به این مبلغ 15 میلیون دلار رشوه نمی‌گیرد.»

وی افزود: «نكته‌ای كه در قرارداد بی‌بی‌حكیمه مطرح است این است كه طبق قرارداد بعد ازاین كه شركت استات اویل مطالعه میدان را به اتمام رساند، وزارت نفت توسعه را به خود این شركت با ترك تشریفات واگذار می‌كند كه البته آن دیگر قرارداد چندمیلیارد دلاری خواهد بود.»

وی در ادامه می‌افزاید: «حتی در قرارداد ذكر شده است كه اگر مناقصه برگزار شد و استات اویل نتوانست در مناقصه برنده شود، 10 درصد عملیات پیمانكاری و 20 درصد سرمایه‌گذاری به این شركت تعلق خواهد داشت. » وی با اشاره به این كه شركت استات اویل قبل از این كه قراردادش منعقد شود كلیه اطلاعات ذخایر نفتی استان خوزستان كه اسناد محرمانه است را به خارج از كشور منتقل كرده است، گفت: «این در حالی است كه گاهی اوقات كه ما این اسناد را می‌خواستیم مدیرعامل وقت شركت مناطق نفت خوزستان اسناد را به ما نمی‌داد و ادعا می‌كرد كه محرمانه است.»

در ادامه، ماجرا با پیگیری رسانه‌ها و برخی نمایندگان مجلس فاش می‌شود. یكی ازكاركنان شركت استات اویل به هیأت تحقیق و تفحص مجلس ششم كه به نروژ رفته بودند می‌گوید كه در هنگام امضای قرارداد حضور داشته است. مهدی هاشمی اعتراف می‌كند كه 9-8 بار با مسئولین استات اویل جلسه داشته كه 4-3 بار آن در نروژ بوده است.

مهدی هاشمی در پاسخ ابتدا سفرهای متعددش به نروژ را كاری و در رابطه با سازمان بهینه سازی مصرف سوخت اعلام می‌كند اما وقتی از او پرسیده می‌شود كه این سازمان چه منافعی درنروژ داشته سكوت می‌كند و چند روز بعد سفرهایش به نروژ را خانوادگی عنوان می‌كند. همچنین علی یونسی وزیراطلاعات وقت نامه‌ای را در تبرئه مهدی هاشمی می‌نویسد اما در آن نامه هم به سفرهای متعدد به نروژ همزمان با عقد قرارداد استات اویل و هورتون اشاره‌ای نمی‌شود. شاید معمول بودن سفرهای خانوادگی، آنها به اروپا و امریكا در سال‌های اخیر دلیل یونسی برای نادیده گرفتن سفرهای مهدی هاشمی و خانواده به نروژ می‌شود.

 *پسوند نام در زبان انگلیسی به معنای كوچك و فرزند. در مقابل سینیور به معنای بزرگ به كار می‌رود كه بر پدر دلالت دارد. هاشمی جونیور یعنی هاشمی كوچك برای تمایز از هاشمی بزرگ


● مهدی هاشمی و دستگاه‌های امنیتی

با آن كه علی یونسی در اقدام بی‌نظیر برائت‌نامه‌ای برای او صادر كرد اما چالش دستگاه امنیتی با فرزندان هاشمی به همین «برات» ختم نشد. حتی در دوران فلاحیان، حسن طائب از مدیران وقت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات، پرونده‌ای برای یكی از فرزندان هاشمی رفسنجانی تشكیل داد. با اطلاع رئیس‌جمهور وقت طائب از وزارتخانه اخراج و به دلیل همین برخورد چكشی وی چندی خانه‌نشین شد.

با پیروزی محمدخاتمی در دوم خرداد 76 و ورود برخی اصلاح‌طلبان به فضای نقد هاشمی یكی از دستگاه‌های امنیتی اقدام به جمع بندی سوابق فرزندان هاشمی رفسنجانی كرد.

در روزهای آخر نهایی شدن این كیس، به ناگاه یكی از مسئولان ارشد این دستگاه امنیتی تمامی پرونده به همراه پیوست‌های مربوط به آن را از ساختمان اصلی آن دستگاه خارج كرد و همه را به دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برد. بلافاصله پس از این اقدام انتحاری مدیر مزبور كه ارتباطات خانوادگی با فرزندان و حتی شخص اكبر هاشمی رفسنجانی دارد، شناسایی شد اما به خاطر آنكه دستگاه امنیتی مزبور در خود توان برخورد با این مدیر امنیتی را نمی‌دید، صرفاً به قطع همكاری با وی اكتفا كرد. گفته می‌شود در ماه‌های گذشته این پرونده‌ها بازیابی شده و با به‌روزرسانی در این دستگاه امنیتی به جریان افتاده است. در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری هم روح‌الله حسینیان مشاور سابق سیاسی و امنیتی رئیس‌جمهور در جمع مردم اصفهان با اشاره به پرونده استات اویل می‌گوید: وزارت اطلاعات ما در این خصوص هیچ حرفی نگفته‌اند.

 


● احضار اعضای بسیج دانشجویی

سر دراز ماجرای استات اویل به تشكل‌های دانشجویی در سال‌های اخیر هم رسید. نشریه دانشجویی سپیدار به صاحب امتیازی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشكی در آذر ماه 86 با انتشار ویژنامه‌ای به بررسی ماجرای رشوه‌گیری در استات اویل پرداخت. همزمان بیانیه این تشكل دانشجویی در پیگیری این موضوع صادر شد.

«در شهریور ماه سال 82 روزنامه نروژی داگنس نیرینگسلیو خبر از پرداخت‌های مشكوك شركت نفتی استات اویل به مقامات ایرانی داد، پیرو این خبر، دادستانی نروژ با تشكیل پرونده‌ای موضوع را تحت پیگرد قرار داد و با گسترش تحقیقات، مدیرعامل شركت استات اویل و مدیر امور بین‌الملل این شركت استعفا دادند. سرانجام در مهر ماه سال 83 شركت استات اویل به جرم پرداخت رشوه به مقام ایرانی به 3 میلیون دلار جریمه محكوم شد. مدتی بعد در مهر ماه سال 85 دادگستری امریكا و كمیسیون معاملات بورس نیویورك نیز شركت استات اویل را به جرم پرداخت رشوه به مدیر عامل وقت سازمان بهینه‌سازی سوخت ایران به 20 میلیون دلار جریمه محكوم كردند.»

در مهر ماه سال85 بسیج دانشجویی 6 دانشكده دانشگاه تهران با صدور بیانیه‌ مشتركی خطاب به دادستان كل كشور نسبت به سكوت قوه قضائیه در قبال این پرونده اعتراض كردند كه پیرو این اعتراض، پرونده‌ای در یكی از شعب دادسرای ویژه كاركنان دولت برای پیگیری این موضوع تشكیل گردید و قاضی پرونده از اعضای بسیج دانشجویی درخواست كرد تا مدرك خود را در این باره ارائه نمایند. بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران در ادامه نوشته است: «در اسفند ماه سال85 مستنداتی چون آرای صادره در دادگاه‌های خارجی و گزارش تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی در سال 83 به بازپرس پرونده تحویل داده شد. در نهایت پس از گذشت بیش از 6ماه قرار منع تعقیب از سوی بازپرس صادر كه پس از مراجعه به دادسرا مشاهده شد كه اولاً مدارك ارائه شده در پرونده وجود ندارد و مفقود شده‌اند! و ثانیاً هیچگونه تحقیق و اقدام خاصی چون احضار متهم و... از سوی بازپرس انجام نگرفته و كل رسیدگی این پرونده بین‌المللی در دادسرای تهران در یك خط انجام گرفته است: «نظر به عدم ارائه هیچ گونه مدركی، قرار منع تعقیب صادر می‌شود.»

اما پیگیری‌های بسیج دانشجویی دانشگاه تهران دو ماه بعد و در آستانه امتحانات نتیجه جالبی گرفت. احضاریه‌ای برای «بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشكی» به جرم تشویش اذهان عمومی صادر شد و اعضای این تشكل دانشجویی می‌بایست ظرف سه روز به دادسرای تهران مراجعه می‌كردند وگرنه بازداشت می‌شدند!

 


● تهش مهدی هاشمی است!


به هر حال در سال‌های گذشته هر زمان كه نام توتال، استات اویل و یا كرسنت (كه حضور مهدی هاشمی در آن هم ماجرای مفصلی دارد) می‌آید، تكذیبیه‌ای چند خطی با چاشنی تهدید به شكایت با سربرگ دفتر هیأت امنای دانشگاه آزاد منتشر می‌شود. هدف از این تكذیبه‌ها عدم انتشار گزارش‌های رسمی درباره مفاسد اقتصادی بود. اما این تلاش‌های مداوم در شب 13 خرداد 88 و در مناظره تاریخی احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی نقش بر آب شد. احمدی‌نژاد در ده دقیقه آخرش و زمانی كه هیجان مناظره اوج گرفته بود، به ناگاه خطاب به موسوی گفت: جناب آقای موسوی استات اویل بی‌قانونی است كه طرف می‌آید اینجا محاكمه می‌شود و محكوم می‌شود، از زندان فراری داده می‌شود، می‌رود خارج و تهش پسر آقای هاشمی است. استناد احمدی‌نژاد به برخورد یك دستگاه امنیتی با عباس یزدی، طرف اصلی شركت استات اویل است كه او پس از اینكه بازداشت می‌شود و اعترافات مهمی علیه مهدی هاشمی می‌كند به ناگاه با دخالت یك شخصیت برجسته به طرز عجیبی آزاد می‌شود و با اخذ گذرنامه و هویت جدید، از كشور خارج و به انگلستان، كشوری كه هم اكنون مهدی هاشمی ساكن آنجاست، می‌رود.

 


● بهینه‌كردن هزینه‌های انتخاباتی

همان گونه كه اكبر هاشمی رفسنجانی درباره مهدی می گوید، او پس از شركت تأسیسات دریایی به سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت رفت تا مرهمی بر آلام اسراف سوخت و محیط‌‌زیست باشد. اما به مانند همه‌جا به زودی این سازمان تخصصی هم رنگ سیاسی گرفت.


حضور عناصر سیاسی نزدیك به اكبر هاشمی و تبدیل این سازمان به یك شبكه شبه فامیلی در روزهای اول ریاست مهدی هاشمی در دستور كار قرار گرفت. رسیدن فصل انتخابات نهم ریاست‌جمهوری و سودای خانواده هاشمی رفسنجانی برای تجدید ریاست جمهوری «پدر» سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. به واقع مهدی هاشمی كه به قول اكبر هاشمی رفسنجانی سیاسی نبود، تصمیم گرفت تا در انتخابات نقش رئیس ستاد را بازی كند. باقی ماجرا را از زبان حمزه كرمی، مدیركل سیاسی نهاد ریاست جمهوری در دوران هاشمی رفسنجانی و از نزدیكان اصلی مهدی هاشمی بشنوید:

«از سال 82 به توصیه محمد هاشمی رفسنجانی به سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت رفتم. وقتی وارد آن سازمان شده و شروع به كار كردم، در خلال كار متوجه قصد حضور آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی درانتخابات دور نهم شدم. باید بگویم كه در سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت نیز مهدی هاشمی نقش مؤثری داشت. وی معتقد بود كه انتخابات در ایران با پول بیت‌المال برگزار می‌شودو اعتقادی به هزینه شخصی برای انتخابات نداشت. لذا بنده با وی صحبت كردم و البته گوشزد هم كردم كه استفاده از پول بیت‌المال در انتخابات جرم است ولی مهدی هاشمی نمی‌پذیرفت.

سازمان بهینه سازی مصرف سوخت باید در جهت كاهش و بهینه‌سازی مصرف سوخت كار می‌كرد. البته شركت‌های مختلفی هم با این سازمان قرارداد داشتندكه از جمله این شركتها، شركتی با مدیریت امیرعلی آقایاری بود كه كار این شركت نیز ساخت تیزرهای تبلیغاتی و در كل تبلیغ بود. همه رؤسای این شركت‌هایی كه با سازمان بهینه‌سازی قرارداد داشتند، از دوستان مهدی هاشمی بودند و آمادگی گرفتن پول تحت عنوان بهینه‌سازی و تبلیغات انتخاباتی برای كاندیدای مدنظر مهدی هاشمی را داشتند و این شركت‌ها با سندسازی‌های صورت گرفته، موظف شدندكه كار تبلیغاتی برای مهدی هاشمی انجام بدهند. یك شركت 500میلیون تومان برای چاپ یك میلیون جلد كتاب پول دریافت كرده بود در حالی كه تنها 25هزار جلد كتاب شد و مابقی پول صرف تبلیغات مورد نظر مهدی هاشمی شد. مهدی هاشمی معتقد به پولشویی بود. وی پول‌هایی را از سازمان بهینه‌سازی دریافت می كرد و آنها را مكرراً به دلار و ریال تبدیل می‌كرد. وقتی كه دلیل این كار را از وی پرسیدیم، وی گفت كه با این كار كسی نمی تواند منشأ پول‌ها را كشف كند. با فشار مهدی هاشمی از سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت به منظور تبلیغات در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری برای پدرش یعنی آیت‌الله اكبر هاشمی رفسنجانی پول برداشت می شد و مهدی هاشمی پس از شكست پدرش در انتخابات، به اقدامات خود ادامه داد و مابقی پول‌های باقی مانده و بدهكار شده خود را نیز به شركت‌هایی كه برای پدرش تبلیغ می كردند، پرداخت كرد.

مهدی هاشمی به این اقدامات خود در حالی دست می زد كه این پولها باید صرف تبلیغات برای بهینه‌سازی مصرف سوخت می شد نه تبلیغات برای پدر وی. پول‌هایی كه وی برای تبلیغات در انتخابات دور نهم انتخابات ریاست جمهوری برای پدرش هزینه كرد،‌معادل 2 میلیارد تومان بود.

فقط به خود من 320 میلیون تومان پول دادندكه البته حاضرم بخشی از آنها را كه در اختیارم هست، بازگردانم ولی بخش دیگر را بین پرسنل توزیع كردم.»

 


● همه را می‌دانم

بانزدیك شدن به خرداد 84 و انتخابات نهم ریاست‌جمهوری گستره فعالیت‌های مهدی هاشمی نیز افزایش یافت. او با راه‌اندازی ساختمانی در خیابان سمیه هدایت ستاد انتخاباتی اكبر هاشمی رفسنجانی را برعهده گرفت و افرادی همچون غلامحسین كرباسچی ، محمد عطریانفر، حسین كمالی و عیسی كلانتری در ستاد او رفت‌وآمد داشتند. خصوصیات متفاوت مهدی هاشمی مانند خودبزرگ‌بینی ، خنده‌های همیشگی و شوخی گرفتن همه چیز، علاقه به حضور اصحاب هنر و رسانه در معیتش و بی‌نظمی‌های خاص او سبب شده بود تا به اعتقاد عمومی ستادهای هاشمی رفسنجانی نقش اصلی را در تخریب رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بازی كنند.

بهزاد افشاری، روزنامه‌نگار و از اعضای فعال ستاد مهدی هاشمی در انتخابات 84 در این باره می‌نویسد: «یك روز صبح از خواب بیدار شدم و به ستاد رفتم. دیدم پوستری از هاشمی چاپ كرده‌اند و شعاری روی آن نوشته‌اند. شعار عجیب بدی بود. «همه با هم كار برای سربلندی ایران». رفتم پیش مهدی هاشمی گفتم آخر این چه شعاری است؟ مگر این اطرافیان پدر شما در ایران زندگی نمی كنند؟ فقرو گرسنگی مملكت را برداشته است. تازه قشر كارگر هم كه با پدر شما خوب نیست. مهدی هاشمی در جواب من خندید و گفت: یعنی تو بیشتر از محجوب كارگرها را می‌شناسی؟ این شعار خیلی هم خوب است. البته می‌خواست من را از سرش باز كند.»

افشاری درباره شعار هاشمی 2005 هم می‌نویسد: «یك سری لیبل‌هایی با زبان انگلیسی چاپ كرده بودند و روی آن نوشته بودند. Hashemi 2005، مهدی هاشمی می‌گفت این كار ما نیست. به حسن معادیخواه (پسر معادیخواه بزرگ) گفتم چرا این چیزها را چاپ می‌كنید؟ حسن گفت به من می‌گویند چاپ كن من هم می‌كنم!»

او در ادامه به علاقه مهدی هاشمی به نشست و برخاست با روزنامه‌‌نگاران و هنرمندان اشاره می‌كند و می‌نویسد: «یك بار برای موضوعی با نیك آهنگ كوثر، ناصر كرمی و چند نفر دیگر رفته بودیم پیش مهدی هاشمی. او گفت شما پدر پدر من را درآورید! پدر من تا قبل از دوم خرداد و این موج روزنامه‌ها، قدرت زیادی داشت. اما شما با او بد كردید و قدرتش را از بالای 95 درصد به پائین 5 درصد رساندید! حالا هم خودتان چوبش را می‌خورید!»

اما دو خاطره جالب كه ویژگی‌های شخصیتی مهدی هاشمی را در بحبوحه انتخابات 84 بهتر نمایان می‌كند: «یك روز عصر رفتم اخبار مهمی به گوش اتاق اصلی ستاد برسانم، دیدم عده‌ای نشسته اند و دارند اشك می‌ریزند. كمی دقت كردم دیدم دارند فیلم تبلیغاتی هاشمی را نگاه می‌كنند. فقط مهدی هاشمی بود كه می‌خندید! نگاهمان كه تلاقی كرد، ابروهایش را به نشانه تأیید فیلم تكان داد. من اخبار را در گوشش گفتم. انگار برایش مهم نبود.»

«یكبار مهدی هاشمی در حضور جمع از من اخبار جدید خواست. من هم شروع كردم به توضیح از این دست اخبار. هر چه سعی كردم خبر جدید بدهم گفت، می‌دانم! من مطمئن بودم خبر ندارد. اما می‌گفت می‌دانم. جالب این جاست كه تمام حضار هم تأیید می‌كردند كه می‌دانند. من هم كه دیدم وضعیت این طور است سریعاً چند دروغ گنده از خودم ساختم و گفتم. در كمال تعجب آن دروغ‌ها را هم تأیید كردند و گفتند این‌ها اخبار قدیمی و سوخته است. خواستم بگویم دروغ گفتم كه ناگهان متوجه شدم چند نفر از حضار به عنوان مطلع دارند درباره آن اخبار كذب تحلیل می‌دهند! از گوش‌هایم داشت دود بیرون می‌زد. از اتاق زدم بیرون!»

 

● نظرسنجی‌های قلابی

چند روز پیش از ثبت‌نام اكبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات سال 84، گروهی از دانشجویان بسیجی به دیدار او رفتند. پس از سؤال تند و تیز و اظهارات خشم‌آلود هاشمی كه در آن زمان جنجال‌ساز شد، رئیس مجمع تشخیص گفت كه طبق نظرسنجی‌ها من بالای 50 درصد آرا را دارم. این سخن هاشمی حیرت دانشجویان را در پی داشت چرا كه در بیرون از كاخ مرمر اتفاقات دیگری در حال رخ دادن بود. بهزاد افشاری درباره صحت آن نظرسنجی‌ها می‌نویسد:

«گروه نظرسنجی ستاد هاشمی از همه گروه‌ها جذاب‌تر بود. یك عده آدم عریض و طویل كه هر روز كارهای عجیب و غریب انجام می‌دادند. نكته جالب این بود كه هیچ وقت هاشمی از عرش اعلا پائین نمی‌آمد و بقیه گزینه‌ها با فاصله زیادی از او قرار داشتند. جالب‌تر از این ماجرا هم این بود كه احمدی‌نژاد هیچ جایی در نظرسنجی‌ها نداشت. یك بار هم كه تیم نظرسنجی به طور معجزه‌آسایی! متوجه شد كه شركت‌كنندگان در نماز جمعه اقبال زیادی به احمدی‌نژاد نشان می‌دهند و خواست او را هم وارد نظرسنجی كند، محمد عطریانفر نگذاشت! او می‌گفت احمدی‌نژاد یك شوخی است و رقبای اصلی كسان دیگری هستند. درواقع ستاد مهدی هاشمی با كانالیزه كردن اطلاعات عمومی، اكبر هاشمی را در وضعیت پاستوریزه قرار داده بودند.»

محمدحسن قدیری ابیانه مشاور سابق اطلاع رسانی و ارتباطات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره این روش می‌گوید: «در اول تیر 1384 و در آخرین روز دور دوم تبلیغات انتخاباتی بین آقایان احمدی‌نژاد و هاشمی رفسنجانی، رئیس یك نهاد نظرسنجی افكار عمومی كه گرایش به شدت ضداحمدی‌‌نژادی داشت، برای من كه مشاور اطلاع‌رسانی و ارتباطات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بودم، نتایج نظرسنجی روز قبل را ارسال كرد تا آن را به رئیس مجمع تشخیص مصلحت ارائه كنم. آخرین نظرسنجی روز سه‌شنبه انجام شده بود و نتیجه آن چهارشنبه صبح جمع‌بندی و حدود ظهر به دست اینجانب رسید. جلسه ستاد انتخاباتی آقای هاشمی، در مجمع تشخیص در حال برگزاری بود. در آخرین نظرسنجی آمده بود كه احمدی‌نژاد حدود 5 تا 6 میلیون رأی بیشتر از هاشمی دارد. مطمئن شدم كه ایشان در انتخابات شكست فاحشی خواهند خورد. گروهی پیشنهاد می‌كردند كه آقای هاشمی برای جبران اختلاف آرا دست به هنجارشكنی بزند. از این كه چنین افرادی خود را طرفدار آقای هاشمی می‌دانند و در ستاد ایشان جمع شده‌اند بشدت متأثر بودم. از آمارها كپی گرفتم و وقتی مهدی هاشمی از جلسه بیرون آمد آن را به وی دادم تا در جلسه تحویل آقای هاشمی دهد و گفتم ایشان چند میلیون رأی از احمدی‌نژاد عقب است. او گفت من این آمار را قبول ندارم و بابا برنده است! مطمئن شدم كه آمار را تحویل آقای هاشمی نخواهد داد.»

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : حسین شادزی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر شما نتایج گفت و گو های ایران با 5+1 چه خواهد بود؟




نویسندگان

مترجم سایت

وضعیت آب و هوا

فید خوان rss reader

« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools

حدیث روز

free counters
This code show pagerank by parstools.com