تبلیغات
خارج از گود - شهدا شرمنده ایم .............
خارج از گود
**** یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان **** چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید ****

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شهدا شرمنده ایم .............

                    

شاید این جمله رو اینقدر شنیده باشید و اینقدر گفته باشند که دیگه حسابی کلیشه ای شده باشه، اما هرچی گشتم یه عبارت بهتر پیدا کنم و بنویسم دیدم هیچی به قشنگی این جمله اون حس و معنی رو نمی رسونه... دیروز خاک دانشگاه ارزش پیدا کرد و افتخار این رو داشت تا پیکر   پاک بدون سر یک شهید  گمنام 23 ساله ی عملیات کربلای 6 را  تو روز اربعین در  خودش جای بده....  مراسم خوبی بود و البته با حاشیه هایی که تو پست های قبلی بهش اشاره شد. اما  نکته جالبتر و تاسف انگیزش بعد از اتمام مراسم چند ساعته  با شکوه بود که  حال و هوای خیلی ها رو عوض کرد. خیلی ها اومده بودن .... خیلی ها هم نیومده بودن..... انگار ساعت 8 و نیم  صبح بیدار شدن براشون خیلی سخت بود.... بعضیا هم بی تفاوت بودن و بعضیا هم مثل همیشه .....  راستش دلتنگی من مربوط به وقتی میشه که داشتم  تنهایی مسیر مسجد تا خوابگاه رو بر می گشتم... بچه ها خیلی زحمت کشیده بودن و کلی دانشگاه رو برای این میهمان غریب آماده کرده بودن.... یکی از این  این بود که پیاده رو دانشگاه رو با گونی و عکس شهدا تزئیین کرده بودن... همین جوری که تو حال و هوای خودم بودم داشتم عکس ها رو نگاه می کردم ازدوتا از بچه های توی پیاده رو رد شدم .... همین موقع یه نفر دیگه هم از کنار ما با سرعت و در حالی که کیفش دستش بود از کنار ما ها گذشت و دید که جلوش با گونی بسته شده و باید یه کم زحمت بکشه یا خم شه و از زیر گونی بره یا از مسیر عبوری نیم متر اونورترش بگذره ... خم شد و با عصبانیت از زیر گونی رد شد و بلند بلند شروع کرد به حرف زدن : " این مسخره بازیا چیه دیگه ؟ حالا اینا رو زدید اینجا که چی بشه؟ و....." همین جوری که دور می شد بلند بلند چیز می گفت. همین موقع یکی از اون دو نفر قبلی برگشت به نفر کناریش گفت" طرف چش بود؟ این دیگه چه جور حرفیه؟ کی چی بشه؟ مثلا روشنفکری یعنی این؟.... هرکی بیشتر چرت و پرت بگه فهمیده تره؟ ..... یا مثلا اینقدر هی به احمدی نژاد چیز  میگن و جک می سازن فکر می کنند اینجوری به بقیه می فهمونن بیشتر حالیشونه؟ ... من خودم از احمدی نژاد همچین خوشم نمیاد .... اما هر چینباشه یه رئیس جمهور یه مملکته ..." خلاصه بحث اون دو نفرم ادامه پیدا کرد..... شاید همه این اتفاق ها تو یک دقیقه هم طول نکشید.... همین جوری که فاصله منو دو نفر قبلیم بیشتر می شد داشتم به اتفاقی که افتاده بود فکر می کردم..... خیلی از خودم خجالت کشیدم... از اینکه اون شهید اونجا بود.... تو  ، تو اوج جوونیت  رفتی و جونتو برای ما دادی .... اما حالا ما حاضر نمیشیم حتی نیم متر، فقط نیم متر راهمونو براتو کج کنیم..... چه برسه به اینکه بخوایم بیایم تو مراسمت.... چه برسه به اینکه بخوایم اعتراض کنیم چرا مسئولین نبودن.... دلم بد جوری گرفت.... به کجا داریم می رسیم؟؟؟؟؟؟؟؟ ...... شهدا جدی جدی شرمنده ایم.....

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : حسین شادزی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر شما نتایج گفت و گو های ایران با 5+1 چه خواهد بود؟




نویسندگان

مترجم سایت

وضعیت آب و هوا

فید خوان rss reader

« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools

حدیث روز

free counters
This code show pagerank by parstools.com