تبلیغات
خارج از گود - عبرتی از قطره ای عبرت!!!!!
خارج از گود
**** یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان **** چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید ****

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عبرتی از قطره ای عبرت!!!!!

سلام دوستان خوبم.... پیشاپیش رسیدن ماه مبارک رمضان رو تبریک می گم و امیدوارم که بتوانیم همه از این ماه حداکثر استفاده رو برای خودسازی و شناخت خودمون داشته باشیم... 

دو سه روز پیش خونه یکی از دوستان برای نهار مهمون بودم که به صورت اتفاقی هنگام خوردن نهار (حدود ساعت سه بعد از ظهر) به تماشای سریال قطره ای عبرت نشستیم ... سریالی که از شبکه سه سیما پخش می شود و تا حدودی هم بین مردم طرفدار دارد. بعد از دیدن سریال سوالات و ابهاماتی به ذهنم رسید که قظاوت درست بودن یا نبودن آن را با نوشتن این یادداشت دارم به نقد می ذارم ... اسم این قسمت قطره ای عبرت بود .
ماجرای مردی که زنی بی دست و پا دارد که نمی تواند حتی از حقوق خود دفاع کند و به جرم به دنیا نیاوردن فرزند پسر، از چشم مادر شوهر می افتد. در این بین مرد که زیادی به حرف مادرش گوش می دهد و با توجه به خصومت بین مادر مرد و زن مرد ، نهایتا مرد به پیشنهاد مادر و فشار او زن را طلاق می دهد و زن دیگری می گیرید و زن را حتی از دیدن کودکان دختر خود که خردسال هم هستند محروم می کند ... اما زن دوم که در روزهای اول به ظاهر بسیار هوای مادر شوهر را داشت نهایتا حنایش رنگ می بازد و با مادر شوهر بد رفتاری می کند و بر خلاف زن اول که احترام مادر شوهر را نگه می داشت زبان به بد گویی می گشاید ... مادر شوهر این بار هم بیکار نمی نشیند و تلاش می کند با دعا و طلسم رابطه بین پسر و زن دوم را خراب کند که موفق نمی شود... در این بین زن دوم دست از مراقبت کودکان خردسال مرد هم بر می دارد و بی پروا با مادر شوهر خود به تندی برخورد می کند... نهایتا مادر شوهر نقشه می ریزد که برای اینکه پسرش را برای طلاق گرفتن از زن دوم متقاعد کند نقشه ای بریزد که نشان دهد که زن خیانتکار است، برای همین تصمیم می گیرد که زن را با یک تعمیر کار لوله داخل حمام بفرستد و در این حین پسرش را مطلع می کند تا بیاید و مثلا خیانت زنش را ببیند که پسر به محض ورود به خانه بدون سوال و صبر برای شنیدن پاسخ از سوی همسرش او و تعمیر کار را با تفنگ می کشد و خود نیز به زندان می افتد... عبرت داستان به اینجا ختم می شود که مادر پسر نیز دیوانه شده و نهایتا می میرد، اما قبل از مرگ مادر پسر، یک خانم و یک آقای مددکار اجتماعی از سوی یک مرکز حمایت از حقوق کودکان از شرایط بد نگهداری این دو کودک خردسال مطلع می شوند و کودکان بی نوا را با خود می برند و کودکان را حتی به مادر خود که در لحظه آخر سر می رسد تحویل نمی دهد و می گویند که تو صلاحیت نگهداری کودکان را نداری ...
ظاهرا عبرت این سریال این بود که انسان بدجنس و انسانی که به دیگران بد می کند خود نیز در این دنیا مورد آزار قرار می گیرد و به نوعی پیام این فیلم این بوده که دنیا دار مکافات است ...
اما .... اما.... چند صحنه خاص  و به خصوص صحنه های آخر فکر مرا بد جوری به خود مشغول کرد ....  چرا تمام شخصیت های منفی، منفعل، عقب مانده فرهنگی، بی عرضه، بی ثبات، خرافاتی، ظالم نسبت به زن، بدون حس اعتماد به نفس و عزت نفس و ده ها مورد دیگر که با دیدن این فیلم به ذهنش خطور می کرد همگی در مسلمان به نمایش گذاشته شدند و آن دو نفر ناجی کودکان که در پایان فیلم وارد صحنه می شوند غیر مسلمان ( بع تعبیر بنده مسیحی ) هستند و حتی یک مادر مسلمان را از حق داشتن فرزندانش محروم می کنند و این یعنی زنی که تا الان از ظلم شوهر و مادر شوهر در عذاب بوده الان هم صرفا بر اساس تشخیص دو نفر مددکار اجتماعی غیر مسلمان باز غیر قابل صلاحیت شناخته می شود... از همه بیشتر برایم جالب بود که این فیلم را رسانه ملی پخش می کند و بسیاری از مردم هم در نشست های خانوادگی از عبرت های آن می گویند و کسی به اثرات پنهانی که این فیلم به صورت نا خودآگاه در ذهن مخاطب ترسیم می کند توجهی نمی کند ...

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : حسین شادزی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر شما نتایج گفت و گو های ایران با 5+1 چه خواهد بود؟




نویسندگان

مترجم سایت

وضعیت آب و هوا

فید خوان rss reader

« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools

حدیث روز

free counters
This code show pagerank by parstools.com